مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - شرح و تفسير
سياه و ظلمانى شد! صبحگاهان يكديگر را صدا زدند، كه به سوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد اگر قصد چيدن ميوهها را داريد! آنها حركت كردند در حالى كه آهسته باهم مىگفتند: «مواظب باشيد امروز حتّى يك فقير وارد بر شما نشود!» (آرى) آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيرى كنند.
هنگامى كه (وارد باغ شدند و) آن را ديدند گفتند: «حقّاً ما گمراهيم!» (آرى، همه چيز از دست ما رفته) «بلكه ما محروميم!» يكى از آنها كه از همه عاقلتر بود گفت:
«آيا به شما نگفتم چرا تسبيح خدا نمىگوييد؟!» گفتند: «منزّه است پروردگار ما، مسلّماً ما ظالم بوديم!» سپس رو به يكديگر كرده به ملامت هم پرداختند* (وفرياد شان بلند شد) گفتند: «واى بر ما كه طغيانگر بوديم!»* «اميدواريم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا كه ما به او علاقهمنديم!» اين گونه استعذاب (خداوند در دنيا)، و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است اگر مىدانستند!
دور نماى بحث
مثالهايى كه در قرآن مجيد، براى مجسّم ساختن حقايق تربيتى بسيار مهم بيان شده گاه فقط يك تشبيه است و گاه بيان يك داستان و حقيقتى است كه در خارج رخ داده كه قرآن مجيد آن داستان را به منظور تربيت و تعليم در قالب يك مثال بيان مىكند؛ آيات هفدهگانه فوق از قبيل قسم دوم است.
شرح و تفسير
در آيات قبل سخن از «مَنَّاعٌ لِلْخَيْر [١]» به ميان آمده است. و به دنبال آن، داستان «اصْحابُالْجَنّة؛ صاحبان باغ» در قالب يك مثال زيباى قرآنى مطرح مىشود.
[١] اينها (مَنَّاعٌ لِلْخَيْرِ) كسانى هستند كه نه تنها بخيل هستند و از اموال خود به نياز مندان كمكنمىكنند؛ بلكه مانع انفاق و كمكهاى ديگران نيزمىشوند!