مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣ - شرح و تفسير
٢- «ارَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ افَانْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا»- اى پيامبر! خداى اينها هوى و هوس آنهاست، كسى كه خدايش هواى نفس اوست، چگونه قابل هدايت است! يعنى اى مشركان و بت پرستان! اين برخوردهاى بى ادبانه شما با پيامبر صلى الله عليه و آله و سخنان زشت شما در مورد آن حضرت، همه بر اثر هوى پرستى است و گرنه بطلان بت پرستى مطلب روشنى است.
اساساً حق بر كسى مخفى نمىماند؛ بلكه اين هوى و هوسهاست كه نمىگذارد حق آشكار شود.
آيا در زمان حضرت على عليه السلام و معاويه «لعنةاللَّه عليه» حقّ و باطل قابل تشخيص نبود!
در يك سو، حضرت على عليه السلام، كانون عدالت و عبادت و يارانش، مسلمانانى مخلص از اصحاب پيامبر خدا كه تنها هدفشان جلب رضايت الهى بود و در سوى ديگر معاويه، كانون ظلم و تبعيض و عامل اضطراب و ناپايدارى در كشور اسلامى كه اطرافيانش را با سفرههاى چرب و رشوه و مانند آن نگه داشته است، آيا تشخيص حق از بين اين دو دسته مشكل است! نه، ولى هوى و هوسها، سفرههاى رنگين، رشوهها و سكّهها، مانع تشخيص حق مىشود.
اى پيامبر! تونمى توانى اينها را نجات بدهى چون خداى آنها هواى نفس آنها است و واى به حال انسانى كه خداى او هوى نفس او شود كه اين خطرناكترين لحظه زندگى اوست.
مورّخ مشهور «ويل دورانت» مىنويسد: «عدد اشياى پرستيدنى نا محدود است ...
تقريباً مىتوان گفت كه هر حيوانى ... در يك گوشه زمين روزى به عنوان خدا مورد پرستش بوده است. [١]» ولى در روايتى آمده است:
«ابْغَضُ الهٍ عُبِدَ عَلى وَجْهِ الارْضِ
الْهَوى [٢]»
- طبق اين روايت، بدترين و منفورترين بت پرستىها، هوىپرستى است.
[١] تاريخ تمدّن، جلد اوّل، صفحه ٧٢ به بعد.
[٢] المحجّة البيضاء، جلد ٨، صفحه ٤٤.