مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - ٢ منظور از «يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» چيست؟
وابوسفيانها كه در كنار پيامبر صلى الله عليه و آله بودهاند و همه روز او را مىديدند و مكررّ آيات الهى را مىشنيدند و باز در برابر حضرت مقاومت و لجاجت مىكردند، مشمول هدايت الهى نمىشوند و روشن است كه هيچ كدام بى حكمت نيست. سلمان در مسير ايران تا مدينه كه براى پذيرش آئين اسلام آن را طى مىكند زحمات طاقتفرسائى را متحمّل مىشود، به گونهاى كه چندين بار در اين مسير به بردگى گرفته مىشود و شكنجههاى فراوانى را تحمّل مىكند ولى باز باتلاش و كار فراون، خود را آزاد مىكند؛ پس او لياقت هدايت الهى را دارد؛ امّا آن متعصّبان هوى پرست لجوجى كه تعصّب و لجاجت و خود برتربينى، بين آنها و حق، پردهاى افكنده كه مانع رسيدن نور ايمان به قلوبشان است به همين خاطر از هدايت الهى بىبهرهاند.
نور آفتاب هر قدر قوى باشد، نابينا از روشنايى آن بهرهاى نمىبرد و اين نقص نور آفتاب نيست، بلكه اشكالى بر چشم نابينا است، خفّاشها كه از آفتاب و نور گريزانند و هنگام روشنايى نور آفتاب، به گوشهاى تاريك مىخزند و در تاريكى شب به پرواز در مىآيند، خود لياقت نور را ندارند؛ حال اگر شبپره، وصف آفتاب نخواهد، آيا از رونق بازار آفتاب مىكاهد؟
نور به هر حال نور است، مابايد خود را مهيّاى بهره بردارى از آن كنيم؛ رذايل اخلاقى را از خود دور كنيم تا لياقت هدايت الهى را پيدا نماييم؛ بنابراين «يَهْدى اللَّه لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» يعنى خداوند هر كس را كه لياقت داشته باشد به سوى نور خود هدايت مىكند. «وَاللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ» يعنى خداوند عالِم مىداند چه كسى لياقت دارد تا او را مشمول هدايت خويش گرداند و چه كسى لياقت ندارد تا از هدايت الهى محروم بماند؛ و به تعبير ديگر، در هر كارى كه انسان بخواهد موفّق شود، بايد عاشق آن كار باشد؛ كسى كه خواهان هدايت الهى است بايد عاشق خدا باشد و دست از هوى وهوس و پيروى شيطان بردارد.
شخصى به خدمت يكى از بزرگان رسيد و از اين كه توفيق ديدار حضرت حجّة