مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - ٣ برنامه ريزى در كارهاى تبليغى
آنها را از هم جدا نموده است؛ ولى به اعتقاد دين اسلام اين مرزبندىها اعتبارى ندارد و تمام مسلمانان در يك صف و باهم برادر و برابرند؛ بدين جهت در روايتى آمده است:
«الْمُؤْمِنُ اخُو الْمُؤْمِنُ [١]؛
مؤمن برادر مؤمن است.»
خلاصه اين كه، همه جا دعوت به توحيد و يگانگى است؛ بنابراين توحيد يكى از اصول دين نيست، بلكه ريشه و خمير مايه تمام اصول و فروع دين است و به اين علّت است كه بسيار ى از مثالهاى قرآن، از جمله مثال مورد بحث، به توحيد مىپردازد.
شرح و تفسير
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فيه شُرَكاءُ مُتَشاكِسوُنَ»
- خداوند مشركان را به بردهاى تشبيه كرده است كه داراى چند ارباب و مولى است كه پيوسته با يكديگر اختلاف و كشمكش دارند.
متشاكسون از مادّه
«شَكَسَ»
به معناى اختلاف، نزاع، كج خلقى، بد رفتارى و جرّ و بحث است. اربابهاى مختلف و متعدّد اين برده، دائماً با يكديگر اختلاف و نزاع و جرّوبحث دارند و به اين برده هر كدام دستورى مىدهند؛ چنين بردهاى متحيّر و سرگردان است؛ زيرا يكى مىگويد به فلان مكان برو! ديگرى مىگويد نرو! يكى مىگويد امروز استراحت كن! و ديگرى مىگويد امروز بايد تمام وقت كار كنى! يكى مىگويد به سفر برو! ديگرى مىگويد به سفرنرو! و ... اين از يك سو؛ از سوى ديگر به هنگام رفع حاجات و نيازمندىهاى روزانهاش نير دچار سرگردانى است؛ چون هريك از اربابها مخارج اين برده را به عهده ديگرى مىگذارد. خلاصه اين كه، زندگى چنين بردهاى، كه اربابهاى مختلفى دارد، مختل و تكليفش نامعلوم است.
مَثَل مشركان، مثل چنين غلام و بردهاى است؛ زيرا بت پرستان دل در گرو بتهاى
[١] ميزان الحكمة، باب ٢٩١، حديث ١٤١٣.