مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤ - رابطه «تسبيح» و «توبه»
در داستان حضرت يونس عليه السلام- در آيه ٨٧ سوره انبياء- نيز همين معنى به چشم مىخورد. آن حضرت پس از اين كه متوجّه ترك اولى از جانب خودش شد، در مقام توبه به خداوند عرض كرد:
«لا الهَ الّا انْتَ سُبْحانَكَ انى كُنْتُ مِنَ الظَّالمِينَ»
- در اين آيه شريفه نيز ابتدا تسبيح خداوند سبحان مطرح شده است و سپس توبه.
در داستان حضرت موسى عليه السلام، در آيه ١٤٣ سوره اعراف نيز همين مطلب آمده است.
سؤال: راستى رابطه بين «تسبيح» پروردگار و «توبه و ندامت» چيست؟
پاسخ: شخصى كه مرتكب گناه و اشتباه مىشود، در حقيقت برخى از صفات خداوند را كه به اين عمل او ارتباط دارد، به خوبى نشناخته و يا در عمل انكار كرده است؛ مثلًا شخصى كه دست به دزدى مىزند، صفت رازقيّت خداوند را نشناخته و يا در عمل انكار كرده است، و هنگامى كه به اشتباه خود پى مىبرد، اوّل اعتقاد خويش را اصلاح و پروردگار را تسبيح و تنزيه نموده و او را از هر عيب و نقصى مبّرى مىكند و سپس به اصلاح كردار اشتباه خود مىپردازد و با توبه و اعمال شايسته، گذشته خويش را جبران مىنمايد.
نتيجه اين كه گناه از دو عامل نشأت مىگيرد؛ نخست عامل اعتقادى و ديگر عامل رفتارى و كردارى. بنابراين توبه هم بايد هم اعتقادى باشد و هم رفتارى.
اكنون [١] مابه بلاهاى مختلفى گرفتار شدهايم كه نتيجه اعمال و كردار و اعتقادات خود ماست؛ از يك سو خشكسالى بيداد مىكند و در همه جا ملموس و محسوس است؛ حتّى در برخى شهرستانها، مانند اصفهان كه در كنار زاينده رود قرار دارد، آب جيره بندى شده است و در آبادان كه در محاصره دو رودخانه خروشان كارون و اروند رود قرار دارد، تهيّه آب آشاميدنى مشكل ساز مىشود؛ ساير مناطق نيز وضعيّت مناسبى ندارند؛ از سوى ديگر «جنگ مطبوعات» و تهمتها و افتراها و شايعات آنها
[١] منظور تابستان سال ١٣٧٩ مىباشد.