مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - شرح و تفسير آيه مثل
و چشمهاى جوشان نيز از ميان اين باغها جوشيدن گرفت و باغ از نظر آب خودكفا شده بود.
از عبارت
«وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً»
در مىيابيم كه آب باغ مذكور قبلًا از خارج تأمين مىشده است؛ ولى اكنون خودكفا شده، آب آن از داخل تأمين مىگردد.
«فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ انَا اكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ اعَزُّ نَفَراً»- انسانهاى كم ظرفيّت و مغرور وقتى به نوايى مىرسند خود را گم مىكنند و گويا از زمين و زمان طلبكارند! برخى از آنان اگر به مقامى برسند دوستان قديمى و ديرينه خويش را كه سالها در كنار هم بودهاند، به فراموشى مىسپارند و هنگام برخورد با آنها، به گونهاى رفتار مىكنند كه گويا اوّلين بارى است كه او را مىبيند. اين باغدار ثروتمند مغرور نيز انسان كمظرفيّتى است؛ وقتى باغ سرسبز و پرميوهاش را- كه چشمههايى در ميان آن روان است- مىبيند، مغرور مىشود و به ديگران فخر مىفروشد و نگاهى فخرآميز به دوست قديمى و مؤمن فقير خود مىكند و مىگويد: «دارايى و ثروت و سرمايه من از تو بيشتر و كارگران و كشاورزان من از تو افزونتر هستند!
«وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما اظُنُّ انْ تَبيدَ هذِه ابَداً» اين باغدارِ ثروتمندِ كم ظرفيّتِ مغرور، در حالى كه نسبت به خويشتن ظلم مىكرد وارد باغ خويش شد و گفت: فكر نمىكنم اين باغ من نابود شدنى باشد! اين باغ هميشه آباد و سرسبز خواهد ماند! نه خزانى خواهد داشت، نه آفتى خواهد گرفت و خلاصه از بين نخواهد رفت!
جمله
«وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ»
به اين نكته اشاره دارد كه هر ظالمى ابتدا بر خود ظلم مىكند، سپس بر ديگران؛ همان گونه كه انسانهاى نيكوكار، نخست خود از كار نيك خويش بهرهمند مىگردند و سپس ديگران.
به هر حال، اين ثروتمند مغرور خدا را فراموش كرد، و از ياد برد كه همان خدايى كه اين باغ را آباد كرده است، مىتواند در يك لحظه آن را نابود سازد؛ به گونهاى كه هيچ اثرى از آن نماند.