مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - ١ تنوّع مثالهاى قرآن
حضرت صلى الله عليه و آله مىشنيدند؛ ولى ايمان نمىآوردند و بى ايمان از دنيا مىرفتند. در مقابل، افرادى هم بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را نديدند و باشنيدن يك آيه از آيات دلنشين قرآن، ايمان آوردند. علّت اين امر روشن است؛ آن افراد انسانهاى مجادله گر و ستيزه جويى بودند كه تمام حقايق را با مجادله منقلب مىكردند؛ امّا آنهايى كه از دور جرعه هدايت را چشيدند و به حقّانيّت دين پيامبر ايمان آوردند، انسانهاى حقيقت طلب و هدايت جويى بودهاند، كه اين شرط اصلى هدايت است.
خداوند متعال در آغاز سوره بقره، در يك جمله كوتاه به اين مطلب مهم اشاره كرده است:
«ذالِكَ الكِتابُ لارَيْبَ فيهِ هُدًى لِلْمُتَّقينَ؛ اين قرآن هدايتگر پرهيزكاران است».
زيرا منظور از پرهيزكارى و تقوا در اين آيه شريفه تقواىِ مصطلح و معروف نيست؛ بلكه مراد از كلمه «متّقين» انسانهايى است كه تعصّب و لجاجت و عناد بى جا در برابر حق ندارند؛ قرآن نيز براى چنين انسانهايى مايه هدايت است؛ امّا كسانى كه اهل تعصّب و لجاجت و عناد در برابر حق مىباشند، قرآن نه تنها آنها را هدايت نمىكند، بلكه باعث گمراهى بيشتر آنان مىگردد!
ابولهبها و ابو جهلها كه از قرآن بهرهاى نبردند، فاقد شرط حق پذيرى بودند و بديهى است كه براى بهره مندى از بركات نعمت هدايت، علاوه بر لزوم فاعليّت فاعل، قابليّت قابل نيز لازم است؛ مثلًا همانگونه كه بارانِ زلالِ شفّاف براى روييدن گياهان لازم است، زمين مساعد و آماده رويش را نيز مىطلبد.
پيامهاى آيه
١ تنوّع مثالهاى قرآن
سؤال: چرا قرآن مجيد از مثالهاى متنوّع استفاده كرده است؟ چرا مطلب و مضمون واحد را در قالبهاى مختلف بيان كرده است؟ گاهى به حيوانات مثال مىزند؛ زمانى به انسانهاى صالح يا فاسد مثال مىزند؛ برخى اوقات از گياهان در