مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣ - آيا آيه فوق از امثال القرآن است؟
ريال را به دلار و دلار را به دينار تبديل مىكند و همچنين ساير ارزها.
«علم صرف» را نيز به اين جهت «علم صرف» ناميدهاند كه كلمه واحدى را به اشكال مختلف و گوناگون در مىآورد و به الفاظ متفاوت تغيير مىدهد: ماضى، مضارع، اسم فاعل، اسم مفعول و مانند آن، جمع و تثنيه، مذكرّ و مؤنث، مخاطب و مغايب و متكلّم و ....
خداوند متعال، در اين آيه شريفه مىفرمايد كه ما در اين قرآن، مثالهاى مختلف و گوناگونى بيان كرديم و براى مردم، يك موضوع را در لباسهاى متفاوت و مختلف در آورديم و خلاصه مثالهاى متنوّعى بيان كرديم تا انسان هدايت شود.
«وَكانَ الانْسانُ اكْثَرُ شَىْءٍ جَدَلًا»
- «جَدَل» يعنى چه؟
جدل به معناى «تابيدن طناب» است؛ اگر طناب خوب پيچيده و تابيده شود، عرب مىگويد: «جدلت الحبل»- اين لفظ در مورد دو نفر كه با هم كشتى مىگيرند و به يكديگر مىپيچيدند نيز اطلاق مىشود؛ همانطور كه در مسائل فكرى و منطقى نيز اگر دو نفر باهم به بحث بپردازند و در مباحثه، افكار آنها به همديگر بپيچد نيز اين لفظ استعمال مىشود.
نتيجه اين كه: «جدل» در ابتدا به پيچ و تاب طناب اطلاق شده است، سپس اين مفهوم توسعه يافته و به هر نوع پيچ و تاب مادّى، هرچند به صورت گلاويز شدن دو انسان به يكديگر باشد، نيز اطلاق گرديده و سپس در يك مفهوم و سيعتر، بر گلاويزى فكرى و منطقى نيز استعمال شده است. با توجّه به توضيح بالا معناى آيه شريفه روشن مىشود.
خداوند در قرآن مجيد، براى هدايت انسان، از مثالهاى متنوّع و مختلف استفاده كرده است؛ ولى اين انسان، در مقابل حق به جدال بر مىخيزد و بيش از هر موجود با شعور ديگرى، جدل و ستيزه مىكند. انسان موجودى مجادلهگر است و اين سبب مىشود كه در مقابل حق تسليم نشود؛ به همين جهت در صدر اسلام، افرادى بودند كه همه روز پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مىديدند و آيات الهى را از زبان مبارك آن