مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - ١ زندگى دنيا چيست؟
مؤمنان در دنيا در محدوديّتهاى زيادى به سر مىبرند؛ حلال و حرام، رضاى خدا و خشم خدا، محرّمات و واجبات و مانند آن، محدوديّتهاى فراوانى براى افراد با ايمان ايجاد مىكند؛ ولى اشخاص كافر چنين محدوديّتهايى ندارند و هوا و هوس آنها آزاد است؛ به اين دليل مؤمن در اين دنيا همانند شخصى زندانى است كه هنگام مرگ گويى ميلههاى زندان وجودش مىشكند و مرغ روحش از اين قفس رها مىگردد و به سوى آزادى پرواز مىكند؛ و به همين جهت است كه بزرگان و اولياءاللّهاز مرگ استقبال مىكنند و آن را رستگارى مىشمرند
(فُزْتُ وَربِّ الْكَعْبَةِ)
و يا آن را آرزو مىكنند
(اللَّهُمَّ عَجِّلْ وَفاتى سَريعاً).
آنان با شناخت كامل از زندگى دنيا و جهان آخرت، در هنگام فرارسيدن مرگ، هيچ هراس و نگرانى به خود راه نمىدادند.
اگر پرونده انسان، پرونده پاك و صافى باشد، مرگ براى او نعمت است؛ زيرا رهايى از اين دنيايى كه در آن دامهاى شيطان گسترده است و تنگناهاى بسيار دارد، نعمتى است كه نصيب انسان مؤمن مىشود.
٨- حضرت عيسى مسيح عليه السلام در روايتى، دنيا را چنين توصيف مىنمايد:
انَّما الدُّنْيا قَنْطَرَةٌ فَاعْبُرُوها وَلاتُعْمِرُوها [١]
دنيا، پلى بيش نيست؛ از آن عبور كنيد و سرگرم آن نشويد.
دنيا جنبه ابزارى و وسيلهاى دارد و هدف نيست؛ بنابراين اگر به دنيا به عنوان وسيلهاى كه براى رسيدن به هدف بايد از آن استفاده شود، نگاه كنيم، بسيار خوب است؛ ولى اگر آن را هدف بپنداريم، اشتباه بزرگى كردهايم؛ به همين خاطر حضرت عيسى عليه السلام دنيا را تشبيه به پلى نموده كه وسيله عبور انسان است و هيچ انسان عاقلى بر روى آن خانه بنا نمىكند و در آنجا توقّف نمىنمايد؛ اگر انسانى چنين كارى كند، مورد تعجّب است؛ به اين جهت حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «از انسانى كه به عمران و
[١] ميزان الحكمة، باب ١٢٥٩، حديث ٦٠٣٣.