مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩ - شرح و تفسير
مبرّى دانستند و خود را عامل اين عذاب معرّفى نمودند. آنها با اين جمله اعلان كردند كه چون ظلم به ديگران كردند، مستحقّ اين عذاب بودند و از ناحيه خداوند هيچ ظلمى بر آنها نشده است و كار خداوند عين عدالت و حكمت بود؛ بلكه نوعى لطف در حقّ آنها محسوب مىشد. زيرا بااين عذاب، وجدان خفته آنها بيدار شد و به سوى خدا بازگشتند.
«قالُوا يا وَيْلَنا انَّا كُنَّا طاغينَ؛ (و فريادشان بلند شد) گفتند: واى بر ما كه طغيانگر بوديم!» خدايا! نعمتهاى تو، ما انسانهاى كم ظرفيّت را مست كرد! و اين مستى و غفلت از صاحب نعمت باعث شد كه از راه تو منحرف شويم! خدايا مانمى دانستيم كه آنچه به ما لطف كردهاى همهاش مال مانيست؛ بلكه ما امانتدار توايم و سهم نيازمندان در اموال ما تأمين شده است و اين خود يك آزمايش الهى است. پس از اين توبه و ندامت و پذيريش گناه و اقرار به آن، دست به دعا برداشتند و چنين گفتند:
«عَسى رَبُّنا انْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها انَّا الى رَبِّنا راغِبُونَ»
- اصحاب الجنّة كه بر اثر سيلى عذاب الهى از خواب غفلت بيدار شده بودند و از آنچه اتّفاق افتاده بود، عبرت گرفتند؛ پس از توبه و باز گشت به خدا چنين گفتند: «اميد واريم پروردگارمان (مارا ببخشد و) بهتر از آن (باغى كه گرفتار عذاب الهى شد) به جاى آن به مابدهد، چراكه ما به او علاقهمنديم!» ماتصميم مىگيريم از اين پس بخيل نباشيم و سهمى براى فقرا و نيازمندان در اموال خود قرار دهيم. آنها با اين توبه و دعا، عزمشان را جزم كردند و با جدّيت مشغول كار بر روى زمينى شدند. طبق روايتى، ابن مسعود نقل كرده است زمانى نگذشت كه به لطف خداوند باغى بهتر و سرسبزتر از باغ قبلى نصيب آنها شد. [١] البتّه برخى از مفسّران هم معتقدند كه چون شرائط توبه جمع نبود، توبه آنها پذيرفته نشد. [٢]
[١] مجمع البيان، جلد ١٠، صفحه ٢٣٧.
[٢] تفسير نمونه، جلد ٢٤، صفحه ٤٠٣.