مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - واقعيّتهاى نهفته در برچسبها
واقعيّتهاى نهفته در برچسبها
در اين برچسبها و تهمتهاى دشمن، واقعيّتهايى نيز وجود دارد كه دشمن آن را ناخواسته منتشر مىسازد؛ مثلًا، آنها به پيامبر صلى الله عليه و آله مىگفتند: «تو مجنون و مسحور هستى!» فلسفه اين نسبت ناروا اين بود كه آنها مىگفتند: «ما به نزد پيامبر رفتيم و گفتيم چرا شما آئين جديدى آوردهاى؟ اگر هدف از اين كار اندوختن مال و ثروت است، ما تو را ثروتمندترين مرد مكّه خواهيم كرد و اگر زن و همسر مىخواهى، بهترين و زيباترين زنان مكّه را به ازدواج تو درمىآوريم و اگر طالب رياست و مقامى، ما تو را رئيس خود قرار مىدهيم!»
امّا پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب همه آنها مىگويد: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهيد، هرگز از دين و آئين خود دست نمىكشم! [١]»
با اين جواب صريح پيامبر صلى الله عليه و آله، كفّار مكّه مىگفتند: آيا چنين انسانى كه زيباترين زنان و بهترين پست و مقام و بيشترين مال و ثروت را رها كرده و دعوت به توحيد مىكند، ديوانه نيست؟!
آرى! همواره خداپرستان از ديد دنياپرستان ديوانه هستند! خداپرست وقتى كه در كوچه و خيابان مال گمشدهاى را بيابد، با سعى فراوان در پى صاحبش مىگردد؛ اين كار از ديدگاه دنياپرستان ديوانگى است؛ زيرا عقل در ديدگاه دنياپرستان، دنياپرستى است و پاكى و تقوا از نظر آنها جنون و ديوانگى است!
بنابراين، از اين برچسب دشمنان درمىيابيم كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شخصى بوده كه اصول اسلام را با هيچ چيز معامله و معاوضه نمىكرده است و به همين جهت او را مجنون و مسحور مىخواندند.
از اينكه او را كاهن مىخواندند، معلوم مىشود كه آن حضرت از اخبار غيبى بهگونهاى خبر مىداد كه خطايى در آن نبود و به واقعيّت مىپيوست؛ از اين رو، در
[١] سيره ابن هشام، جلد اوّل، صفحه ٢٦٥ (به نقل از «فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام» صفحه ١٠٩).