مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - شرح و تفسير
قوى، زيبا، آراسته و منّظم دارند؛ امّا حقيقت و واقعيّت آنها چيزى ديگراست! آرى! اى پيامبر! هنگامى كه آنها را مىبينى، ظاهرشان تو را در شگفتى فرو نبرد. بر خلاف منافقان، ممكن است يك مؤمن ظاهرى بسيار ساده داشته باشد و اهميّتى به سرو وضع خودندهد؛ اما شخصيّت ثابت و حقيقى داشته باشد.
به هر حال، اوّلين ويژگى منافقين آراستگى جالب و فريبنده و اعجاب آور ظاهرى آنهاست.
بعضى از مفسّران روايت كردهاند كه «عبداللَّه بن ابى» سركرده منافقان، مردى درشت اندام، خوش قيافه، فصيح و چرب زبان بود. هنگامى كه با گروهى از يارانش وارد مجلس رسول خدا صلى الله عليه و آله مىشد، اصحاب از ظاهر آنها تعجّب مىكردند و به سخنانشان گوش فرا مىدادند؛ ولى آنها (به خاطر غرور و تكبُّر و نخوتى كه داشتند) كنار ديوار رفته و به آن تكيه كرده و مجلس را تحت تأثير قيافه و سخنان خود قرار مىدادند. [١]
٢- «وَ انْ يَقُولُوا تَسْمَعْلِقَوْلِهِمْ كَانَّهُمْ خُشُبٌمُسنَّدَةٌ»- در دومين ويژگى مطرح شده در اين آيه، خداوند منافقان را به چوبهاى خشك كه بر ديگرى تكيه مىزند، تشبيه مىكند. «خُشُبْ» جمع «خَشَبْ» به معناى چوب خشك است و «مُسَنَّدَة» به معناى چوب خشكى است كه روى پاى خودش نمىايستد و همواره بر ديگرى تكيه مىزند. [٢] در اين تشبيه، نكات مختلفى وجود دارد و به تعبير ديگر، از جهات مختلف، منافقان به چوبهاى خشكيده تشبيه شدهاند:
الف: همان گونه كه گذشت، «مسنّدة» چوبهاى خشك بى ريشه هستند. منافقان نيز ريشه و اساسى ندارند و همواره وابسته به ديگران هستند. آنها هيچ گاه روى پاى
[١] كشّاف، جلد ٤، صفحه ٥٤٠ (به نقل از تفسير نمونه، جلد ٢٤، صفحه ١٥٣).
[٢] گاهى درختى كه داراى ريشه است، خشك مىشود؛ اين درخت خشكيده متّكى بر ديگرى نيست، بلكه بر ريشههاى خود استوار است؛ قطعه چوب خشكيدهاى را كه ريشهاى ندارد تصوّر كنيم كه همواره نيازمند است و بايد به چيزى ديگرى تكيه كند. «مسنّده» چوب خشك قسم دوم است.