مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧ - الف- تفسير فلسفى آيه نور
با توجّه به اين مقدّمه، دو تفسير ديگر از تفاسير مختلفى كه براى آيه شده است، بيان مىكنيم:
الف- تفسير فلسفى آيه نور
فلاسفه نيز تفسيرهاى متعدّدى براى آيه نور ارائه كردهاند كه به يك نمونه آن اشاره مىكنيم: آنها معتقدند كه سه عالم و جود دارد:
١- عالم معقولات؛ يعنى عالم عقول و مجرّدات كه عالمى است ماوراء عالم مادّه، در آنجا نه زمان، نه مكان، نه جسميّت و نه اجزاء و جود دارد.
٢- عالم نفوس؛ عالمى كه در آن برخى از مجرّدات بامادّه پيوند مىخورند. مثل روح انسانى كه از مجرّدات است با جسم انسان كه از مادّه است پيوند مىخورد.
٣- عالم اجسام؛ در آيه شريفه مثل،
«مَثَلُ نُورِهِ»
به معناى نور وجود است؛ فلاسفه در خيلى از مباحث خود، وجود را تشبيه به نور مىكنند، اينجا نيز مىگويند مراد از نور، نور وجود است؛ اين نور وجود در سه مرحله قرار مىگيرد: در عالم مجرّدات در ملائكه و فرشتگان، در عالم نفوس در انسانها و در عالم اجسام، در بقيّه اجسام عينيّت مىيابد. پس منظور از مصباح و چراغى كه در آيه آمده «عقول» است؛ اين «عقول» در زجاجهاى كه «نفوس» باشد قرار مىگيرند و سپس اين «عقول» نهاده شده در «نفوس» در مشكاتى به نام «اجسام» جا سازى مىگردد. خداوند نور وجود را پخش و منتشر كرد، اوّل عقول و مجرّدات را آفريد، سپس زجاجه و حباب، كه همان نفوس باشد، را خلق كرد و پس از آن چراغدان و مشكوة- كه در اينجا عالم اجسام است- آفريد؛ امّا منظور از شجره مباركه زيتونه ذات پاك خداوند عالم است، كه منبع تمام موجودات عالم است و منظور از روغن زيتون، فيض وجودى است كه از ناحيه خداوند است.
نتيجه اين كه، فلاسفه، نور الهى را به وجود تفسير كردهاند و مصباح و زجاجه و مشكوة را بر عوالم سه گانه تطبيق نمودهاند.