مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - ١ جلوههايى از نور ايمان
اين مسجد با همه سادگى تا آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله به همين شكل باقى ماند، ولى از آنجا كه اين كار را افراد باايمان، آنها كه قلبشان منبعى از نور ايمان بود، به انجام رساندند. با گذشت زمان نورانىتر و درخشانتر شد تا جايى كه آن مسجد كوچك ساده، اكنون تبديل به عظيمترين و ديدنىترين و با صفاترين مساجد جهان اسلام شده است و شامل تمام مدينه زمان پيامبر صلى الله عليه و آله گشته است، به گونهاى كه هر گاه كسى تمام مخارج و سختىهاى اين سفر را فقط براى ديدن اين مسجد با عظمت تحمّل كند، بجاست.
آرى! كارهاى نورانى مؤمنان باگذشت زمان چنين رشد و جلوه مىكند.
هنگامى كه اسراى كربلا در كنار كاخ با عظمت و خيره كننده يزيد در خرابهاى مأوى داده شدند، آنجا خرابهاى بيش نبود و كاخ يزيد سربه فلك كشيده بود و نظر هر رهگذرى را جلب مىكرد؛ ولى اكنون همان خرابه قبله گاه عاشقان دلسوخته و زيارتگاه شيعيان پاك گشته و مركز دلها شده است و هيچ اثرى از آن كاخ بزرگ نيست؛ نه تنها از كاخ يزيد و قبر او خبرى نيست، بلكه از قبر معاويه كه زمانى حاكم مطلق العنان شام بود و مدّت طولانى در آن حكومت كرد نيز هيچ اثرى نيست و هر چه پرس و جو كنيم، اثر كمترى مىيابيم. در باب الصّغير قبر آن مرد متكبّر ظالم هوسباز را يافتيم؛ اما جز چهار ديوارى خرابهاى كه قبر مخروبهاى در آن بود، چيز جالب توجّهى وجود نداشت؛ امّا قبر آن دختر كوچك امام حسين عليه السلام چه شور و حالى دارد.
آرى! اين خاصيّت ايمان است كه هر چه بر عمرش اضافه شود پر فروغتر مىشود، ولى كفر و بى ايمانى هر چه زمان برآن بگذرد، بيشتر در ظلمات و تاريكىها فرو مىرود.
نمونه ديگر اين مدّعا داستان جنگ خندق است؛ مسلمانان مدينه مأموريّت يافتند تا در فرصت كوتاهى كار بزرگى انجام دهند و در اطراف شهر مدينه خندق گود و عريضى حفر كنند كه نه اسب توان پريدن از آن را داشته باشد و نه جنگجويان بتوانند