مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - رابطه «تسبيح» و «توبه»
خطر، آنها را از خواب غفلت بيدار مىكند، اين بلاها را لطفى از ناحيه پروردگار تلقّى مىكنند و از خطاها و اشتباهات گذشته شرمنده و خجل مىشوند و به درگاه خداوند باز مىگردند و توبه مىكنند و خداوند هم بدون شك الطافش را شامل چنين انسانهايى خواهد كرد.
عدّهاى ديگر كه خواب آنها بسيار عميق است و هيچ چيز جز مرگ آنها را از اين خواب غفلت بيدار نمىكند؛ نه تنها اين حوادث آنها را بيدار نمىكند و در ادامه راه خطا و اشتباه خود متوقفّ نمىشوند، بلكه بر سرعت خود در راه معصيت الهى مىافزايند و راه لجاجت را مىپيمايند، اينها در حقيقت با سعادت خود لجاجت نموده و هر چه به پيش مىروند، اميد به نجات آنها كمتر مىشود و از رحمت حق دورتر مى شوند.
لجاجت، ناشى از رذائل اخلاقى است كه سرچشمه اصلى آن جهل و نادانى انسان است و ثمرات شوم و ناميمونى را در طول تاريخ براى افراد و جوامع به بار آورده است. [١]
طبق برخى از روايات، «اصحاب الجنّه» راه اوّل را انتخاب كردند و دست به دامان لطف الهى زده و از گذشته خود توبه كردند و خداوند هم به آنها الطاف فراوانى كرد.
افرادى مانند ابولهبها، ابوسفيانها و معاويهها، راه لجاجت را در پيش گرفتند و ملعون تمام خوبان تا روز قيامت گشتند.
رابطه «تسبيح» و «توبه»
در آيات فوق، هنگامى كه «اصحاب الجنّه» متوجّه اشتباه و گناه خود مىشوند و به درگاه الهى باز مىگردند، توبه خود را با تسبيح خداوند آغاز مىكنند:
«قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا انّا كُنَّا ظالِمينَ»
[١] شرح مباحث مربوط به «لجاجت» را در كتاب «اخلاق در قرآن»، جلد دوم، صفحه ٢١١ به بعد مطالعه فرمائيد.