مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - برده دارى از ديدگاه اسلام
مولاى خويش، قيمت خويش را درآورند و به آقاى خود دهند تا آزاد گردند.
سؤال: چرا اسلام يكباره تمام بردگان را آزاد نكرد؟
جواب: اين كار به نفع بردگان نبود؛ زيرا آنها از كشورهاى دور دست به عربستان آمده بودند و در آنجا كس و كارى نداشتند؛ علاوه براين، هيچ سرمايه و ثروتى هم نداشتند، حال تصوّر كنيد كه اگر يكباره تمام بردگان در جامعه اسلامى آزاد مىشدند و در كوچهها و خيابانها رها مىشدند، چه فاجعهاى رخ مىداد! بدون شك اين كار به نفع آنها نبود و عّدهاى از آنها از گرسنگى مىمردند، به اين جهت تدريجاً آزاد مىشدند تا به راحتى جذب جامعه گردند.
٣- اسلام مفهوم بردگى را عوض كرد؛ و كشتن، شكنجه، آزار و اذيّت آنها را نهى كرد و براى آنها شخصيتّى همانند ساير انسانها قائل شد؛ به اين جهت، على عليه السلام هنگام خريد لباس براى خود و قنبر دو دست لباس تهيّه مىكند و به قنبر مىگويد: «اوّل شما انتخاب كن، لباس ديگر را من مىپوشم (و به او پيشنهاد مىكند لباس بهتر رابردارد!) [١]» اين ديگر بردگى نيست؛ بلكه آقايى است. اسلام اعلام كرد بردگان مىتوانند امام جماعت، قاضى، فرمانده لشكر شوند.
در حالات امام سّجاد آمده است كه آن حضرت برده تنبلى داشت كه خيلى مىخوابيد، روزى حضرت وارد منزل شد، ديد او خوابيده در حالى كه عرق نموده است، بالاى سر او نشست و باد بزن به دست گرفت و او را باد زد، پس از مدّتى كه از خواب برخواست، حضرت به او فرمود: استراحت كن ولى كارهاى ما را انجام بده! شرح بيشتر اين مسأله را در تفسير نمونه، ذيل تفسير سوره محمد صلى الله عليه و آله مطالعه فرمائيد. [٢]
[١] بحارالانور، جلد ٤٠، صفحه ٣٢٤، حديث ٢٠.
[٢] تفسير نمونه، جلد ٢١، صفحه ٤١٢ به بعد.