مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - ١ توحيد ذات
آنها را زير سؤال برده و آنها را وادار به تفكّر پيرامون بت پرستى و مسائل مختلف آن نموده است.
شاخههاى توحيد
توحيد شاخههاى مختلفى دارد كه برخى از آنها را به صورت كوتاه توضيح مىدهيم:
١ توحيد ذات
توحيد ذاتى يعنى، يكتايى ذات پاك خداوند به عنوان خالق تمام جهان هستى كه مبدأ تمام امور است؛ در مقابل دو گانه پرستان و ثنويين كه براى عالم هستى دو مبدأ قائل بودند: «يزدان» و «اهريمن». آنها مىگفتند: انسان از خير و شر آفريده شده است و آفريننده خير نمىتواند آفريننده شر باشد همان گونه كه آفريننده شر نمىتواند خالق خير باشد؛ در نتيجه قائل به وجود دو مبدأ بودند، «يزدان» مبدأ تمام امور خير و «اهريمن» مبدأ تمام امور شر.
اديان توحيدى، بويژه دين اسلام، با اين عقيده به مبارزه برخاست. از ديدگاه يك مسلمان، شرّى در عالم و جود ندارد؛ بلكه هرچه هست خير است. اين انسانهاى بد هستند كه از آن سوء استفاده مىكنند؛ مثلًا قدرت، مال و ثروت، مقام و حتّى شهوات خير هستند؛ ولى انسان بد از اينها استفاده نامشرع مىكند و به وسيله آن شر مىآفريند؛ پس سوء استفاده از چيزى دليل بر شر بودن آن نيست.
در ميان ساير جانداران نيز اين قاعده جارى است؛ مثلًا سمومى كه حيوانات سم دار دارند نيز شرّ نيست؛ چون از يك سو و سيله دفاعى آن حيوان در مقابل خطرات مختلف است و از سوى ديگر، با اين سموم، بسيارى از داروهاى حياتبخش ساخته مىشود. بسيارى از شركتهاى داروسازى در دنيا، انواع حيوانات سمّى را پرورشمىهند و از سموم آنها دارو تهيّه مىكنند.
نتيجه اين كه در جهان شرّى وجود ندارد تا نياز به دو مبدأ باشد؛ بلكه هرچه هست