مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - شرح و تفسير
دورنماى بحث
مثال مزبور مربوط به وضع مسلمانان در مكّه است؛ مسلمانان در مكّه در اقلّيّت بودند و دشمنان در اكثريّت؛ قرآن مجيد با بيان اين مثال، از يك سو با دادن وعده پيروزى و نقل داستان هايى به اقلّيّت مسلمانان دلدارى داده و از سوى ديگر، جمعيّت اكثريّت مشركان مكّه را تهديد مىكند كه به نيرو و جمعيّت خود مغرور نباشيد كه چه بسيار اكثريّتى كه شكست خوردند.
مثال مورد بحث از دو منظر قابل تفسير است؛ طبق يك تفسير مايه دلگرمى اقلّيّت مسلمانان و طبق تفسير ديگر، مايه ارعاب و تهديد دشمنان اسلام و مشركان مكّه است.
شرح و تفسير
در مورد تفسير آيات مذكور، در روايات ائمّه دين و نوشتار مفسّران، مطالب مختلف و متنوّعى مطرح شده است كه خلاصه آن را در اين جا مىآوريم؛ امّا قبل از شرح آيات لازم است توضيحى پيرامون دو واژه «قريه» و «اصحاب القريه» داده شود.
قريه در لغت عرب، آن گونه كه در زبان فارسى به ذهن خطور مىكند، به معناى روستا نيست؛ بلكه به معناى «محلّ اجتماع» است، چه مجتمع مسكونى يا مجتمع انسانى. به اين جهت خداوند در قرآن مجيد به مكّه كه شهر بزرگى بوده است، قريه اطلاق نموده است [١]؛ همان گونه كه در باره كشور مصر نيز اين كلمه استعمال شده است [٢]؛ بنابراين، هر مجتمع مسكونى مصداق قريه است، چه روستا باشد، چه شهر كوچك، چه شهر بزرگ و چه يك كشور؛ همچنان كه كلمه قريه بر مجتمعهاى انسانى نيز صادق است. ولى در اينجا معنى اوّل مراد است.
[١] سوره نحل، آيه ١١٢.
[٢] سوره يوسف، آيه ٨٢.