مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١ - ٣ توحيد افعالى
خير است و مبدأ جهان نيز واحد است، بنابراين منشأ و مبدأ تمام امور در جهان هستى فقط ذات پاك خداوند يكتا است. اين را توحيد ذاتى گويند.
٢ توحيد صفات
مراد از توحيد صفاتى اين است كه هر يك از صفات خداوند عين ديگرى است؛ بر خلاف صفات انسان كه هر يك از صفات او غير از ديگرى است؛ مثلًا، بازوان مظهرى از قدرت او، و ابزار عقل و علم او مغز اوست؛ امّا خداوند تمام ذاتش قدرت است، تمام ذاتش علم است؛ قدرتش عين علمش و علمش عين قدرتش است.
تفسير ديگرى نيز براى توحيد صفاتى و جود دارد و آن اين كه صفات خداوند را هيچ موجود ديگرى ندارد و او در صفاتش يكتا و بى همتاست! زيرا علم و قدرت و رحم و حكمت و مانند آن در خداوند بطور استقلالى وجود دارد و خداوند اينها را از ديگرى نگرفته است؛ ولى علم انسان، علم استقلالى نيست؛ بلكه از ناحيه خداوند است؛ همان گونه كه قدرت او، قدرت استقلالى نيست؛ و خداوند به او عنايت نموده است؛ همچنين در ساير صفات.
٣ توحيد افعالى
اين قسم از توحيد به اين معنى است كه همه افعال و حركات و فعّاليّتها به او بر مىگردد. هرچه همه دارند، از ناحيه خداوند است؛ حتّى پيامبران و اولياء اللّه و ائمّه عليهم السلام هم با اذن خداوند حيات و تحرّك و فعّاليّت دارند؛ بنابراين شيعه كه قائل به توسّل به بزرگان دين است، معنايش اين نيست كه آن بزرگان، به صورت مستقل كارى مىكنند و در عرض قدرت خداوند، قدرتى هستند؛ بلكه ما از آنها مىخواهيم كه به اذن پرودگار كارى انجام دهند و يا از خداوند بخواهند كه حاجات ما را برآورده كند.
اگر عيساى پيامبر عليه السلام كورى را شفا مىدهد و يا مردهاى زنده مىكند يا مجسّمهاى