مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - ٥ توحيد مالكيّت
حكومت ولىّ فقيه در زمان ما نيز مشمول همين حكم است. طبق روايت امام زمان «عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف» و ساير معصومان عليهم السلام ولىّ فقيه در عصر غيبت حكومت را به دست مىگيرد؛ بنابراين مشروعيّت حكومت ولىّ فقيه از ناحيه خداوند است، هرچند پذيرش آن از سوى مردم عامل اجرايى خوبى است. آيه شريفه ١٨٩ سوره بقره
«وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَالْارْضِ وَاللَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٍ»
اشاره به همين شاخه از توحيد دارد.
٥ توحيد مالكيّت
توحيد مالكيّت به اين معنى است كه مالك همه چيز در آسمان و زمين خداست؛ به تعبير ديگر ملكيّت حقيقى فقط و فقط از آن اوست، آنچه در اختيار ديگران است به اذن خداوند و از ناحيه اوست. مالكيّت خداوند بر جهان هستى، مالكيّت تكوينى است؛ او تمام جهان هستى را آفريده و همواره نگهدارنده آن است، همان گونه كه در ابتداى «آيةالكرسى» آمده است:
«اللَّهُ لا الهَ الّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ [١]»
قيّوم به معناى قائم بالذّات و مقُوِّم غير است؛ يعنى خداوند با تكيه بر ذاتش باقى است و بقاء تمام موجودات عالم وابسته به اوست، پس او جهان را آفريده و همواره نگهدارنده آن است؛ از اين جهت، مالك حقيقى جهان است؛ امّا مالكيّت انسانها برخانه و ماشين و زمين و مانند آن مالكيّت اعتبارى است، نه حقيقى. هرچند، مالكيّت حقيقى در مورد انسان نيز تصورّ مىشود؛ زيرا مالكيّت او بر دست، پا، چشم، گوش و ساير اعضاى بدنش، مالكيّت اعتبارى نيست كه قابل خريد و فروش و نقل و انتقال باشد؛ بلكه مالكيّت حقيقى است؛ البتّه در طول مالكيّت خداوند، نه در عرض آن.
بنابراين، خداوند تنها مالك حقيقى تمام جهان هستى است؛ پس اگر كسى، غير خداوند را مالك حقيقى بداند مشرك است؛ و بت پرستان، بتها را مالك نفع و ضرر
[١] سوره بقره، آيه ٢٥٥.