مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١ - ١ منافق كيست؟
خلاصه اين كه، بايد منافقين را با استفاده از نشانهها و علائمى كه در آيه فوق و ديگر آيات قرآنآمده است، شناخت و از آنها اجتناب كرد. مخصوصاً در عصر و زمان ماكه خطر آنها بيشتر و فعّاليّت آنها گستردهتر و پيچيدهتر شده است.
پيام آيه
معيار سنجش نفاق
اگر مىبينم شنيدن آيات قرآن قلب مرا تكان نمىدهد.
اگر مىبينم بررسى آيات ثواب و عقاب الهى در من سبب حركت به سوى خوبيها و گريز از بديها نمىشود.
و اگر مىبينم حرف حق در من اثر نمىگذارد و همچنان به راه باطل ادامه مىدهم؛ بايد بدانم رگههاى نفاق در قلب من نفوذ كرده و در مسير منافقان قرار گرفتهام!
آرى! آنها همچون «خشب مسنّدة» (چوبهاى خشك ...) هستند و هركس شباهتى به آنان يابد در طريق آنان گام بر مىدارد.
مباحث تكميلى
١ منافق كيست؟
منافقين داراى دو چهره و گاهى دو شخصيّت هستند؛ ظاهر آنها چيزى، و باطنشان چيزى ديگراست؛ در ظاهر ادّعاى ايمان مىكنند و در صف مؤمنان قرار مىگيرند و شكل ظاهرى عبادات را انجام مىدهند، ولى در قلب و درون، ايمانى ندارند و يا ايمان درست و صحيحى ندارند. [١]
[١] البتّه نفاق، همانند ايمان، درجاتى دارد. در بعضى مراتب بسيار شديد و براى همگان قابل تشخيص است؛ ولى بعضى درجات آن خفيف است، به گونهاى كه خود شخص هم شايد متوجّه آن نشود. روايات مختلفى در اين زمينه وجود دارد كه به دو نمونه آن قناعت مىكنيم:
الف: در روايت تكان دهندهاى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است: «من خالفت سريرته علانيته فهو منافق كائناً من كان؛ هر كسى، در هر مرحلهاى از ايمان باشد؛ ولى ظاهرش با درونش مخالفت داشته باشد منافق است» (ميزان الحكمة، باب ٣٩٣٢، حديث ٢٠٢٩٠) عمومّيت اين روايت كه شامل هر انسانى مىشود، قابل تأمّل است.
ب: در روايت تكان دهنده ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است كه: «اشدّ النّاس نفاقاً من امر بالطّاعة ولم يعمل بها و نهى عنالمعصية ولم ينته عنها؛ منافقترين مردم كسى است كه ديگران را دعوت به اطاعت و بندگى كند؛ ولى خود بنده نباشد و ديگران را از گناه برحذر دارد، امّا خود مرتكب آن شود. (ميزان الحكمة، باب ٣٩٣٣، حديث ٢٠٢٩٤) اين روايت، مخصوصاً براى گويندگان و نويسندگان و متولّيان تبليغات اسلامى هشدار بزرگىاست!