مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢ - ١ منافق كيست؟
اين معنى در روايات اسلامى نيز آمده است؛ در روايتى آمده است كه خداوند به عيسى بنمريم عليه السلام فرمود:
ياعيسى لَيَكُنْ لِسانَكَ فِىالسَّرِّ وَ اْلعَلانِيَةِ لِساناً واحِداً وَ كَذلِكَ قَلْبُكَ، انى احَذِّرُكَ نَفْسَكَ، وَكَفى بى خَبيراً، لا يَصْلَحُ لِسانانِ فِى فَمٍ واحِدٍ، وَ لا سَيْفانِ فى غَمَدٍ واحِدٍ وَ لا قَلْبانِ فى صَدْرٍ واحِدٍ [١]
اى عيسى! زبان و قلب تو در سّر و آشكار بايد يكى باشد؛ (نه اين كه در رو به روى اشخاص به گونهاى سخن بگويى و در غياب آنها به گونهاى ديگر.) تو را (از دوچهره بودن) بر حذر مىدارم و همين كه من از همه احولات تو آگاهم، كافى است (هر چند مردم، آگاه به باطن تو نباشند) شايسته نيست دو زبان در يك دهان باشد؛ همان گونه كه شايسته نيست دوشمشير در يك غلاف و دو قلب در يك سينه باشد!
به هر حال، نفاق به معناى دو چهرهاى و تضادّ ظاهر و باطن انسان است و زمانى انسان بطور كامل از نفاق مبرّى و پاك مىشود كه بتواند درونش را دقيقاً با ظاهرش يكسان و يكنواخت كند.
خداوندا ما را در اين امر بسيار مهم يارى فرما!
[١] ميزان الحكمة، باب ٣٩٣٦، حديث ٢٠٢٩٩.