مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩ - شرح و تفسير
يعقوب عليه السلام به برادران يوسف عليه السلام فرمود:
«يا بُنَىَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أخِيهِ؛
پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد! [١]»
بنابراين از نظر اسلام تحسّس جايز و مشروع، امّا تجسّس غير مجاز است.
مردم اسرار و رازهاى پنهانى مختلفى دارند كه نمى خواهند ديگران از آن آگاه شوند؛ جستجو كردن براى كشف امور پنهانى مردم تجسّس غير مجاز است.
در روايتى آمده است: «اگر كسى با ديگرى صحبت مىكند و در هنگام سخن گفتن، او به چپ و راست خود نگاه مىكند، اين سخن سرّ اوست و شنونده حق ندارد آن را افشاء كند! [٢]» زيرا افشاء اسرار مردم از بزرگترين گناهان است. اگر اسرار مردم افشاء شود، زندگى دنيا طاقتفرسا و مبدّل به جهنمّى سوزان خواهد شد.
مردم بدون اعتماد به يكديگر نمىتوانند زندگى كنند؛ تجسّس پايههاى اعتماد را متزلزل مىكند.
البتّه در برخى موارد، مخصوصاً در كارهاى اطّلاعاتى كه اهداف مهم و مشروعى در نظر است- مثل اين كه شخصى مظنون به جاسوسى براى بيگانگان است، يامظنون به قاچاق موادّ مخدر و مانند آن باشد- تجسّس اشكالى ندارد؛ زيرا اينها تجسّس نيست، بلكه تحسّس محسوب مىشود؛ ولى اين استثناء هاهم بايد روى حساب و كتاب باشد، نه اين كه بى جهت تمام مكالمات تلفنى و گفت و گوهاى مردم را بشنوند و تمام مكاتبات را كنترل كنند.
خلاصه اين كه، دومين سفارش اخلاقى در آيه مثل، ترك تجسّس است.
٣-
«وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً»
- سومين سفارش اخلاقى مطرح شده در اين آيه، پرهيز از
«غيبت»
است. هيچ يك از شما پشت سر ديگرى غيبت نكند و پرده از روى اسرار او بر ندارد.
[١] سوره يوسف، آيه ٨٧.
[٢] المحجّةالبيضاء، جلد ٥، صفحه ٢٣٧
.