الذريعة إلى حافظ الشريعة - رفيع الدين محمد الجيلاني - الصفحة ٧٣ - شرح خطبة الكافي
نعم، قد يصدر بعض أفعال السعداء من الأشقياء وبالعكس لعارض يزول ولو بعد حين، والختم إنّما هو بالذاتي، وسيجيء في كتاب الإيمان والكفر أنّه: «يسلك بالسعيد [في] طريق الأشقياء حتّى يقول الناس: ما أشبهه بهم، بل هو منهم، ثمّ يتداركه السعادة». [١] ومثل هذا ورد في أمر الشقيّ.
وفي قصيدتي التي أشرت إليها قبل هذا أبيات تناسب المقام (قصيدة للمؤلّف):
بر منهج تدبير الهى است جهان كل* * * تدبير جهان لازمه حكمت ذاتيست
اعنى چه بُوَد لايق ايجاد و چه نَبْود* * * از جمله معلوم چو فعلش نه جزافى است
گر فعل قبيحى ز تو سر زد بقضا دان* * * امّا بنگر كز دو كدامست و قضا چيست
خود بودى در علم ازل سايل تيسير* * * مقرون به اجابت شده پس مَقضى حتميست
يا بادرهاى بود و خطايى ز جهالت* * * مسؤل تو در علم ازل طاعت و تقواست
آنست سؤالت و بدانست مآلت* * * وين لغزش حاليست نه از خواهش ذاتيست
گر توبَه نصيبت شود اين كاشف از آنست* * * كان بادِره بودست، نه از خواهش ذاتيست
امّا چُه بُوَد توبه پشيمانى و خجلت* * * كاين چيست كه كردم من و در غايت زشتى است
پس عزم كنى بر عدم عود از آن ره* * * كز قبح وى آگه شده ديدى كه چه مُخزيست
[١]. الكافي، ج ١، ص ١٥٤، كتاب التوحيد، باب السعادة والشقاء، ح ٣.