فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٨ - بخشنامه سوم
اصول عقايد شيعه …
فصل يازدهم
اصول عقايد شيعه
نگاهى به تاريخ ملل و نحل، به روشنى ثابت مى كند كه همه فرق اسلامى تحت عناوين: خوارج، مرجئه، جهميّه، معتزله، حشويّه، اشعريّه، كرّاميه، و... همگان، برخاسته از يك رشته بحث و جدل هاى كلامى بوده كه غالباً در سه قرن نخست اسلامى پديد آمده اند و هرگز از اين فرق در عصر رسول خدا اثرو خبرى نبود. اگر در اين سه قرن، برخوردهاى كلامى در كار نبود، يا به فكر نقد ديگر مكتب ها نبودند، هرگز، اين فِرَق پا به عرصه هستى نمى نهادند، تو گويى عقايد هر فرقه، نقد عقايد فرقه ديگر است. اينك براى نمونه:
١. خوارج يك فرقه سياسى است كه در سال سى و هفت هجرى در گرماگرم جنگ صفين با ردّ حكميت بين معاويه و على(عليه السلام)كه يك نوع اقدام براى رفع اختلاف بود، پديد آمد، در حالى كه پيشنهاد حكميت را ابتدا خود آنان پذيرفته بودند وامام را مجبور به پذيرش نمودند ولى به مرور زمان، اين فرقه رنگ دينى پيدا كرد و براى خود به اصول و فروعى معتقد شد.
٢. مرجئه، گروهى بودند كه ايمان را بى نياز از عمل مى پنداشتند و معتقد