فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٦ - پاسخ به يك رشته پرسشها
پاسخ اين سؤال روشن است كه ممنوعيت تنها از آن كافرانى است كه با عذاب الهى به صورت دسته جمعى هلاك شده اند، نه هر كافرى كه به مرگ طبيعى مرده باشد.
٢. از برخى از آيات استفاده مى شود كه بازگشت به اين دنيا، هر چند خواهان زيادى دارد، امكان پذير نيست، چنان كه مى فرمايد:
(حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّى أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ).[١]
«تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد، مى گويد: پروردگارا! مرا باز گردانيد، شايد در آنچه كه كوتاهى كرده ام، عمل صالحى انجام دهم. خطاب مى آيد: چنين نيست. اين سخنى است كه او بر زبان مى راند و از پس آنها برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند».
پاسخ اين است كه، آيه يكى از سنّت هاى الهى را بيان مى كند كه بنا نيست پس از مرگ، حياتى باشد، از اين گذشته خواسته اين گروه براى آن است كه بار ديگر در دنيا متنعم شوند و اعمال گذشته خود را اصلاح كنند و اين نوع بازگشت، ممنوع شمرده شده است، ولى اين مانع از آن نيست كه در موردى طبق مصالح، استثنايى صورت پذيرد و اين آيه ارتباطى به بازگشت صالحان براى دريافت ثواب و يا مشاهده انتقام ندارد.
ازداج موقّت …
[١] مؤمنون/٩٩ ١٠٠.