فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٦ - تقيه مسلمان از همتاى خود
تقيه مسلمان از همتاى خود
آيات ياد شده و سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله) به عمار، هر چند در مورد تقيه مؤمن از كافر است، ولى از آنجا كه غرض از تشريع تقيه، حفظ جان و عرض و مال مؤمن است، ناچار بايد تقيه را در مواردى كه اين غرض با چيزى جز از تقيه تأمين نمى شود، مشروع و قانونى بدانيم. فرض كنيد حاكم مسلمانى هست كه براى خود آرا و افكار و عقايدى دارد كه با آرا و افكار ديگر طوايف يا طايفه خاصى همخوانى ندارد و اگر فرد مؤمن در محيط حكومت، با او همكارى نكند، و به راه و روش واقعى خود، ادامه دهد، چه بسا ممكن است جان و مال او به خطر بيفتد و بلايى فراگير، شامل حال او گردد.
اصولاً اگر در كشورهاى مسلمان، نسبت به همه فرق اسلامى حريّت و آزادى، حاكم باشد، هرگز تقيه مفهومى نخواهد داشت، زيرا در اين صورت افراد از آزادى كامل برخوردار بوده، ديگر دليلى بر كتمان نخواهند داشت، امّا اگر در كشورى آزادى مصادره شود و جز دين حاكم و آرا و افكار او چيزى به رسميت شناخته نشود، گروه هاى ديگر ناچارند در ظاهر با آن تفاهم كنند.
اين مطلب چيز جديدى نيست، بلكه دانشمندان گذشته مفهوم تقيه را گسترش داده حتى تقيه مسلمان از مسلمان را تجويز كرده اند.
١. فخر رازى در تفسير آيه (إلاّ أنْ تَتَّقُوا مِنْهُم تُقاةً)[١] مى نويسد: ظاهر آيه تقيه مؤمن از كافران قدرتمند است، ولى مذهب شافعى از اين وسيع تر است و آن اين كه هرگاه وضع مسلمانى با مسلمان ديگر، همان حالت پيدا كرد كه با
[١] آل عمران/٢٨.