فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٩٤ - ١١ سهم شيعه در پىريزى تمدّن اسلامى
سرچشمه نگيرد، تمدن مادى است نه الهى.
پايه گذار تمدن اسلامى، شخص پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) است كه با آوردن برنامه اى جامع، در زندگى فردى و اجتماعى، آنان را به كاوش در اسرار طبيعت وبهره گيرى از آن، دعوت نمود وجامعه را با يك رشته اصول اخلاقى و سياسى سازمان داد. هر كس تاريخ اسلام و زندگى پيامبر را بخواند، در آنچه كه گفتيم هيچ شك و ترديدى پيدا نمى كند. مسلمانان، بر اساس قرآن و سنت، تمدنى را به پا داشتند كه در سايه آن به قدرت سياسى و اقتصادى و فرهنگى و نظام اخلاقى ويژه اى دست يافتند و در اين راستا، به فراگيرى علوم و دانش هاى زمان و تكامل بخشيدن به آنها همت گماشتند، و در نتيجه از ميان آنان دانشمندان پرآوازه اى برخاستند كه در سايه كوشش آنان، علوم طبيعى و الهى به حدّ تكامل رسيد تا آنجا كه آثار علمى آنان تا امروز، مورد نظر همگان است، و بيگانگان براى پيوستن به تمدن اسلامى، به ترجمه كتاب هاى آنان پرداختند و از اين راه به خيل تمدن پيوستند.
تمدن اسلامى، يك سويه نبود كه تنها به جنبه اقتصادى اهميت دهد و از ابعاد ديگر انسانى غفلت كند. بلكه همه جوانب را در نظر گرفته و در حدّ امكان، همه ابعاد انسانى را هماهنگ رشد مى دهد.
آنچه كه در اين جا مورد نظر ماست، مشاركت علما و دانشمندان شيعه در ساختار اين تمدّن اسلامى است، خصوصاً در مورد چهارمين ركن آن كه علوم و فنون است، و اما سه ركن ديگر يعنى ركن اقتصادى و سياسى و فرهنگى مورد نظر ما نيست، زيرا علوم و فنون در حقيقت همان نماد اصلى تمدن هستند و به