فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٨ - راه نخست
فتح، مجادله، حديد، حشر و سوره اى به نام «منافقون».
بنابراين، اين سه گروه پيوسته درصدد بودند كه اين حكومت نوپا را از پا درآورند و مسلّماً اختلاف در امر رهبرى مايه ضعف مسلمانان و زمينه ساز شورش داخلى و حمله خارجى بود. مصالح ايجاب مى كرد كه پيامبر خدابراى جلوگيرى از چنين خطرى، رهبر دانايى را برگزيند.
شهيد سيد محمدباقر صدر كه رضوان خدا بر او باد در اين مورد سخنى دارد كه با بيان پيشين ما كاملاًهماهنگ است. او مى گويد: پيامبر(صلى الله عليه وآله)در پيش روى خود سه راه داشت كه ناچار بود يكى از آنها را انتخاب كند:
راه نخست
پيامبر نسبت به آينده امّت بى تفاوت باشد و به همان رهبرى امت در زندگى خويش بسنده كند، و آينده امّت را به دست حوادث بسپارد.
اين نظريه را نمى توان به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نسبت داد، زيرا منشأ اين احتمال، يكى از دو چيز مى تواند باشد:
١. رسول گرامى معتقد باشد كه اين بى تفاوتى، به آينده امت، آسيبى نمى رساند و امّت، خود خواهد توانست بر مشكلات فراروى اسلام پيروز شود و از انحراف دينى جلوگيرى كند. هرگز چنين عقيده اى را به پيامبر(صلى الله عليه وآله)نمى توان نسبت داد، زيرا او از ميان امتى مى رفت كه خلأ رهبرى را تجربه نكرده بود، چگونه مى توانست مطمئن باشد كه امت، خود، قادر به رفع مشكلات خواهد بود. در حالى كه او كوچكترين برنامه ريزى براى آينده آنها نكرده است؟!