فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٢٩ - امام رضا(عليه السلام)
ائمه بزرگوار شيعه موجب گشته بود كه خلفاى اموى وعباسى پيوسته پيشوايان شيعه را به تبعيد وزندان بفرستند تامردم نتوانند آنچنان كه بايد از آن ذوات مقدس استفاده كنند، حتى آنان راضى نبودند كه اين چهره ها برا ى مردم شناخته شوند، زيرا بيم آن داشتند كه اگر مردم با آنها آشنا شوند، بى اختيار زمام امور به دست آنان بيفتد.
با توجه به مطالب بالا مى بينيم كه عبداللّه بن مأمون پس از كشتن برادر خود محمد امين، به فكر مى افتد كه بزرگترين شخصيت علوى را از مدينه به مروبياورد تا زندگى اورا تحت نظر بگيرد.
آوردن امام از مدينه به مرو هرچند در ظاهر به صورت دعوت بود، اما ماهيت واقعى آن جز ايجاد محدوديت هرچه بيشتر براى امام چيز ديگرى نبود. از اين جهت امام برا ى تفهيم ماهيّت اين دعوت، هيچ يك از خاندان خويش را همراه خود نياورد تا از اين طريق به مسلمانان تفهيم كند، اين سفر نوعى تبعيد است نه سفرى مقرون به رضايت. ولى مأمون براى خنثى كردن هدف امام دستور داد گروهى از رجال واشراف از جمله والى مدينه، ملازم ركاب امام باشندوحتى مسير سفر امام نيز معين گشت وقرار شد كه امام از طريق مدينه، بصره، خرمشهر، اهواز، رى و نيشابور به مرو وارد شود. وحضرتش در دهم شوال سال ٢٠١ وارد مرو شد. امام درمسير خود با استقبال گرم شخصيتها و مردم روبرو بود.وقتى به شهر نيشابور رسيد، از او درخواست كردندكه حديثى را از او بشنوند، امام درحالى كه دركجاوه خود قرار داشت، حديثى را مطرح كرد وآن را از پدران خود تا على(عليه السلام) واز او به پيامبر واز پيامبر به جبرئيل تا خدا نقل نمودواز آن جا كه در