فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠١ - تلاشهايى براى اثبات وجوب غسل
ما برگشتيم و وقت عصر در حالى كه به شدت خسته شده بوديم، او را پيدا كرديم. ما وضو مى گرفتيم و بر پاها مسح مى كرديم. پيامبر(صلى الله عليه وآله) با صداى بلند گفت: «ويل للاعقاب من النار»; (واى بر پاشنه ها از آتش!) و اين را سه بار گفت.[١]
مى گويند: از اين كه حضرت نسبت به پاشنه ها هشدار داده، معلوم مى شود كه در موقع وضو پاشنه ها را نمى شستند ولذا فرمان شستن داد.
پاسخ: به راستى اگر وظيفه اسلامى، شستن پاها بود، چگونه فرزند خليفه كه با پيامبر حشر و نشرى داشت به جاى شستن پاها آن را مسح مى كرد. اين روايت، حاكى از آن است كه در ميان اصحاب رسول خدا مسح مطرح بود نه غسل.
از اين مطلب، بگذريم، كجاى اين جمله «ويل للاعقاب من النار»، دلالت بر شستن پاها در حال وضو دارد. شايد علت هشدار حضرت اين باشد كه غالباً پاهاى اين نوع افراد به علت عدم رعايت در حال قضاى حاجت، آلوده به نجاست مى شد و پيش از شستن پاها، وضو مى گرفتند. رسول خدا(صلى الله عليه وآله)هشدار مى دهد كه قبلاً پاها را بشوييد. آنگاه بر پاهاى پاك مسح بكشيد.
صاحب «المنار» مى گويد: نيرومندترين دليل بر غسل پاها اين است كه نهايت عمل وضو در پاها، كعبين است يعنى دو برآمدگى در دو طرف پا و اين كار با شستن انجام مى گيرد، امّا بامسح امكان پذير نيست، زيرا رطوبت دست به آن نقطه نمى رسد.
پاسخ: فرض مى كنيم كه مقصود از كعبين همان دو برآمدگى دو طرف پا
[١] صحيح بخارى، ج١، ص ١٨، كتاب العلم، باب من رفع صوته.