فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٠ - ٣ مخالفت در جنگ احد
به عنوان برده خود گرفتند كه با اخذ مبلغى (فديه) آنها را آزاد سازند، در حالى كه اسيرگيرى مخصوص زمانى است كه آتش جنگ خاموش شود. قرآن در نقد عمل خودسرانه آنان، چنين مى فرمايد:
(لَوْلا كِتابٌ مِنَ اللهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ).[١]
«اگر فرمان پيشين خدا نبود كه بدون ابلاغ، هيچ امتى را كيفر نمى دهد به خاطر اسيرگيرى مجازات بزرگى به شما مى رسيد».
اين آيه در مورد بدرى هاست كه گل سرسبد ياران رسول خدا هستند و شهيدان بدر در عالى ترين درجه شهداى اسلام هستند. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
٣. مخالفت در جنگ احد
در سال سوم هجرت، ابوسفيان، با ارتشى مجهز رو به مدينه آورد و در دامنه كوه احد اردو زد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)، مجاهدان اسلام را بسيج كرد و رو در روى سپاه دشمن در نقطه اى كه به آن «جبل عينين» مى گفتند پنجاه تيرانداز مستقر كرد و عبدالله بن جبير را فرمانده آنها ساخت و فرمود: اگر دشمن خواست ازاين راه وارد صحنه نبرد شود، آنها را با تيرباران عقب برانيد، هرگز از اين نقطه حساس دور نشويد، خواه ما پيروز شويم و خواه مغلوب. با اين همه از آنجا كه در آغاز جنگ، پيروزى از آن مسلمانان بود، چهل نفر از اين تيراندازان با وجود تأكيد پيامبر، با خود گفتند: ماندن ما، در اين نقطه، فايده اى ندارد. فرمانده آنان، هر چه آنان را نصيحت كرد، گوش ندادند و براى گردآورى غنيمت، از آن نقطه فرود آمدند.
[١] انفال، آيه٦٨.