فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٢٠ - امام صادق(عليه السلام)و دانشگاه بزرگ جعفرى
گواه روشن ديگرى كه امام ازمنويات اين دعوتگران آگاه بود واز اين جهت همكارى نزديكى با آنان نكرد، همان مذاكره حضرت با سدير صيرفىاست، آنگاه كه وى، امام را به هماهنگى با دعوتگران دعوت كرد، وى درپاسخ او گفت: من در آنان اخلاصى نمى بينم[١].
درحالى كه شرايط امام بگونه اى بود كه نمى توانست به اسلام راستين از طريق ايجاد حكومت، تجسم وعينيت بخشد، ولى درعين حال از اعتراض وپرخاشگرى بر حكام وقت در شرايط متناسب خود دارى نمى كرد. هنگامى كه منصور نامه اى به امام صادق(عليه السلام) نوشت واز ايشان درخواست كرد كه او را نصيحت كنند، امام در پاسخ اونوشت: «آ ن كس كه دنيا را بخواهد، تو را نصيحت نمى كند، وآن كس كه سرا ى ديگر را بخواهد،با تو همنشين نمى شود.»
وقتى پاسخ نامه به دست منصور افتاد، وى با شگفتى خاصى گفت: «امام صادق دنيا خواهان را از آخرت خواهان مشخص كرد. كسانى كه دور مرا گرفته اند، دنيا خواه اند نه آخرت خواه، وآنان كه ازمن دورى گزيده اند، آخرت خواه اند نه دنيا خواه».
امام صادق(عليه السلام) و دانشگاه بزرگ جعفرى
شرايط سياسى واجتماعى دراين فترت كه طرفداران حكومت اموى، با گروه مخالف در زد و خورد بودند، به امام اجازه داد كه وظيفه خود را از طريق نشر علوم وآثار اسلامى وتربيت شاگردان، تجسم بخشد وآن دانشگاه بزرگى را كه پدر بزرگ او، پى ريزى كرده بود، شكل دهد. اينجاست كه مى بينيم درمدت
[١] اصول كافى ج ٢ص ٢٤٣.