فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٧ - امام صادق(عليه السلام)
كه دراين صفحات گرد آيد و ما به همين اندازه اكتفا مى كنيم.
در دوران امامت امام صادق(عليه السلام) طى مدت سى وچهار سال، هفت خليفه اموى و عباسى زمام امور را به دست گرفتند، پژوهشگران خارجى آن را حاكى از تسلط يك نوع تشنج واضطراب وعدم ثبات بر جامعه اسلامى مى دانند. تشنجى كه موجب شد حكومت دودمان اموى، در سال ١٣٢ هجرى منقرض شود و زمام امور به دست فرزندان عباس بيفتد، كه آنان نيز در ظلم وستم كمتر از فرزندان بنى اميه نبودند و در مواردى شديدتر و بدتر از آنها عمل مى كردند.
امام صادق(عليه السلام) حدود پنجاه سال از زندگى خود را در عهد اموى گذراند واز نزديك با جنايات بنى اميه آشنا بود زيرا همانها بودند كه عموى او، زيد بن على را دركوفه به سال ١٢٢ هجرى برهنه و وارونه به دار آويختند و جسد او را پنج سال بالاى دار نگاه داشتند و سپس آن را پايين آوردند وآتش زدند وخاكستر آن را به دريا ريختند وامويان به اين نيز اكتفا نكردند، فرزند او يحيى بن زيد را به وضع فجيعى كشتند.
اگر امام حدود پنجاه سال با بنى اميه بسر برد، باقيمانده عمر خود را با فرزندان عباس سپرى نمود واگر در مقطع نخست شاهد ستم ها و محدوديت ها بود. مقطع ديگر نيز دست كم از اولى نداشت بلكه ستم در بخش دوم افزايش يافت، وبه تعبير شاعر معاصر دو عهد: «اى كاش ستم بنى مروان ادامه داشت و عدل بنى عباس بر سرما پر و بالى باز نمى كرد.»وبا ملاحظه شرايط حاكم بر دو عصر خواهيم ديد كه چرا امام برنامه هاى اجتماعى خود را، بر اساس تأسيس دانشگاه و تربيت شاگردان و پخش علوم و دانش استوار ساخت.