فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٤ - ٣ حديث دوازده خليفه
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله)، آنان را با اين صفات معرفى مى كند كه عزت و مناعت اسلام، صلاح و رستگارى امت به آنان بستگى دارد و شماره آنان به سان شماره نقيبان بنى اسرائيل است.
اگر كسانى بخواهند از مشروح احاديث «اثنا عشر اماماً» مطلع شوند، مى توانند به كتاب «بحوث فى الملل والنحل» مراجعه كنند.[١]
اكنون سؤال مى شود: اين دوازده نفر كه داراى اين صفات بالا و برتر باشند كه با توجه به ظاهر اين احاديث اين دوازده نفر پشت سر هم مى آيند، چه كسانى هستند؟
ما چنين خصوصياتى را جز درباره على(عليه السلام) و امامان بعدى سراغ نداريم، زيرا آنان در اوقات فترت به نشر معارف و علم و راهنمايى امّت پرداخته و مايه عزّت اسلام بودند و امّت اسلامى بر علم و دانش و تقوا و پيراستگى آنها اتفاق نظر دارند. اين مطلب را كمى مشروح تر بيان كنيم:
بر فرض اين كه خلافت خلفاى چهارگانه مايه عزت و مناعت اسلام بوده است ولى متأسفانه عمر خلافت آنان كوتاه بوده و تعداد آنها از چهار نفر تجاوز نكرده است. سلاطين بنى اميه، جنايتكاران زمان خود بودند كه تعداد آنها از دوازده تن گذشت. فرمانروايان عباسى نيز گذشته از آنكه سفاك و خونريز بودند و گروه بى شمارى را به زنجير كشيدند، تعداد آنان از دوازده تن بيشتر بوده است.
از نظر فهم حديث، بايد پس از درگذشت پيامبر يك گروه دوازده نفرى جست كه پياپى آمده و صفات و شرايطى كه پيامبر يادآور شده است، را داشته باشند.
[١] بحوث فى الملل والنحل، آيت الله العظمى سبحانى، ج٦، ص ٥٨ـ ٦٦.