فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٦ - ١ معلم موسى به نام «خضر» معرفى شده است
٢. اين ولى الهى با اينكه از ديدگان غايب وپنهان بود، هرگز ازحوادث زمان واوضاع اجتماع غفلت نداشت وروى ولايت واختياراتى كه از جانب خدا به او داده شده بود، در اموال ونفوس تصرف مى كرد واوضاع را طبق مصالحى رهبرى مى نمود، او دررهبرى حوادث به قدرى دقيق بود كه راضى نشد، كشتى بينوايان را كه مايه زندگى آنان بود، فرمانرواى ستمگرى به غصب ببرد وبا معيوب ساختن آن، او را از تصرف كشتى باز داشت،اختيارات او به اندازه اى بود كه روى مصالحى توانست انسانى را بكشد وديوارى براى صيانت مال افراد يتيم به پا دارد[١].
٣. نكته جالب اينكه نه تنها خود او غايب بود، بلكه تمام تصرفات او نيز از ديدگان عادى پنهان بود، اگر مردم و صاحب كشتى از تصرف او آگاه بودند، هرگز اجازه نمى دادند كه او كشتى را سوراخ كند، زيرا از هدف مقدس او آگاهى نداشتند، اگر مردم شاهد قتل نفس او بودند، هرگز رهايش نمى كردند و از اينكه او همه اين كارهاى شگفت آور را در دل اجتماع انجام داد واحدى متوجه كاراو نشد، مى توان فهميد كه نه تنها خود او پنهان بود، بلكه تصرف او دراوضاع وحوادث نيز بر مردم پنهان بود، آنها تنها اثر فعل اورا مى ديدند، نه كار اورا.
٤. مهمتر از همه، هدايت ورهبرى او بود، او با داشتن مقام ولايت، وظايف خود را انجام مى داد، گاهى باتصرف در اموال ونفوس اثر ولايت خود را ابراز مى داشت، وگاهى ازطريق تعليم افراد،به وظيفه خطير ولايت عمل مى نمود.
از زندگى حساس وتكان دهنده اين ولى الهى به خوبى مى فهميم كه ولى
[١] سوره كهف آيه ٧١ـ٨٢.