فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٥ - ٣ حديث غدير
٣. حديث غدير
حديث غدير از احاديث متواتر و قطعى در تاريخ اسلام است و شايد هيچ حديثى از نظر تواتر به پايه آن نرسد. كافى است كه اين حديث را ١٢٠صحابى، و قريب ٩٠ تابعى نقل كرده اند و ٣٦٠ دانشمند سنّى در كتاب خود آورده اند. بنابراين، سخن گفتن درباره سند حديث چندان ضرورى نيست و مضمون حديث نيز به روشنى دلالت بر خلافت على(عليه السلام) و نصب وى از جانب خدا دارد. ابن تيميه (متوفاى٧٢٨هـ.) كه نوعى عداوت با اميرمؤمنان(عليه السلام) داشت، صحت حديث غدير را انكار كرده است، شاگرد مكتب او يعنى ناصرالدين البانى(١٣٣٣ـ١٤٢٤هـ.) به نقد كلام استاد خود برخاسته و او را نكوهش مى كند كه چرا بدون بررسى تمام بخش هاى حديث، صحت آن را انكار كرده است. اينك ما برخى از عبارات حديث را نقل مى كنيم:
آنگاه كه پيامبر در غدير، از مردم بر توحيد خداوند و رسالت خويش و حقانيت معاد اقرار گرفت، فرمود:
«كيف تخلفونى فى الثقلين؟ فنادى مناد: ما الثقلان يا رسول الله؟ قال: الثقل الأكبر، كتاب الله طرف بيد الله عزّ وجل وطرف بأيديكم، فتمسّكوا به ولا تضلّوا، والآخر الأصغر عترتى، وإنّ اللطيف الخبير نبّأنى أنّهما لن يتفرقا حتى يردا على الحوض فسألت ذلك لهما ربّى فلا تقدموهما فتهلكوا ولا تقصروا عنهما فتهلكوا ثمّ أخذ بيد علىّ فرفعها حتى رؤى بياض آباطهما وعرفه القوم أجمعون.