فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤١ - ١ جايى كه اساس در خطر باشد
در آن كتابها، عقايد ديگران را به عنوان عقايد خود معرفى كرده اند. يادآور مى شويم كه اين نويسنده، بدون تحقيق، چنين دروغى را به شيعه نسبت داده، در حالى كه تقيه يك جريان شخصى است، نه جريان نوعى. فرد در زندگى شخصى خود بايد تظاهر به باطل كند و حق را پنهان سازد نه اين كه در سطح عمومى كتابى را مطابق عقيده ديگران بنويسد و به نام عقايد شيعه منتشر كند.
البته شيعه در زمانى در پناه تقيه به سر مى برد كه نه دولتى داشت كه از او حمايت كند، و نه قدرت و سلطه اى داشت كه از خود دفاع نمايد اما در عصر حاضر كه بحمدالله دولت شيعى در ايران و عراق برپا شده، ديگر معنا ندارد، شيعه راه تقيه را در پيش بگيرد.
تقيه حرام
از نظر فقيهان شيعه، تقيه احكام پنجگانه دارد و آن چنان نيست كه تقيه فقط واجب باشد. البته آنجا كه جان و مال، در خطر باشد تقيه واجب است، ولى در عين حال در دو مورد تقيه حرام است و فرد نبايد عمل به تقيه كند:
١. جايى كه اساس در خطر باشد
جايى كه اساس اسلام و يا تشيع به خطر بيفتد به گونه اى كه اگر عالمى راه تقيه را در پيش گيرد، چه بسا لطمه اى بر دين وارد شود كه قابل جبران نباشد، به عنوان مثال اگر فردى را وادار كند كه كعبه را ويران كنند يا مشاهد مشرفه را تخريب كند يا نقدى بر اسلام و قرآن بنويسد يا كتاب الله را به صورت الحادى و مادى تفسير كند و...، و گرنه او را مى ربايند و به قتل مى رسانند. مسلّماً تقيه در