فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٤٤ - تأويلهاى ناروا
٢. چگونه مى گويد: ملاك، گرايش عموم مردم به اين افراد است نه پاكدامنى آنان، در حالى كه حديث مى گويد: لا يزال هذاالدين عزيزاً منيعاً قائماً أمر أمتى صالحاً، أمر امتى ظاهراً»، همه اين عبارات حاكى از آن است كه اين دوازده خليفه بايد در قلّه تقوا و پرهيزگارى باشند، و در سايه كمالات معنوى آنان، دين اسلام عزت و عظمت يابد، بنابراين، ميزان، عظمت شخصيت آنان از نظر عقلى و فكرى و علمى و دينى است نه گرايش عمومى.
٣. اگر ميزان، گرايش عمومى بود چگونه يزيد را از اين افراد مى شمارد در حالى كه او سه سال سلطنت كرد. در سال اول، فرزند پيامبر حسين بن على(عليه السلام) را به شهادت رساند و در دومين سالِ سلطنت، مردم مدينه ومكه بر ضد او قيام كردند و بر اثر سركوبى آنان، خونريزى عظيم و رسوايى بزرگى پديد آمد كه قلم از ذكر آنان شرم دارد و به عنوان «وقعه حرّه» معروف است. و در سال سوم، براى دستگيرى عبدالله بن زبير، كعبه را سنگباران و آتش باران كرد.
ب: برخى مى گويند مقصود از اين دوازده خليفه كه مايه عزت اسلام و دين هستند، پس از ظهور حضرت مهدى خواهد بود.[١]
اين تأويل بسيار ناروا و نامربوط است، زيرا ظاهر احاديث اين است كه پيامبر از خلفاى خود پس از رحلت خويش خبر مى دهد، نه از خلفاى پس از ظهور حضرت مهدى(عج).
ج: گاهى مى گويند: مراد خليفه هايى است كه مردم خلافت آنان را از دل و جان پذيرفته اند و آنان عبارتند از چهار خليفه معروف، ٥. معاويه، ٦. يزيد بن
[١] فتح البارى، ج١٣، ص ٢١٣. ٢ . فتح البارى، ج١٣، ص ٢١٤.