فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٥٨ - صلح و صفا به جاى خونريزى
وحساب آنان مى افتد و با خود مى انديشد كه آيا پايان اين شب سيه، سفيدى دارد؟
وآيا روزى فرا مى رسد كه انسان درزندگى، تجاوز وستم را كنار بگذارد وبرادروار كنارهم زندگى كنند؟
پاسخ به اين سئوال با توجه به محاسبات فلسفى واجتماعى روشن است زيرا حركت انسان به سوى كمال، مورد اتفاق تمام مكاتب است ولى انسان وقتى به عاليترين درجه كمال مى رسد كه حركت او به سوى كمال، منحصر در جهات مادى نباشد، وجهات معنوى اورا نيز دربرگيرد، رشد مادى انسان اجتماعى از نظر صنعت وعلم قابل انكار نيست، وگسترش قدرت او بر دريا وخشكى، برهمه واضح وروشن است. ولى آيا تكامل مادى او كه تكامل يك بعدى است مى تواند ضامن سعادت وخوشبختى انسان باشد؟به طور مسلم نه، زيرا تكامل واقعى آنگاه صورت مى گيرد كه دركنار علم وصنعت درجنب سفاين فضايى، وقمرهاى مصنوعى، وزير دريايى ها وآسمان خراش ها و صنايع بزرگ مادر، عدالت و دادگرى، رأفت، عاطفه واخلاق وانسانيت نيز حكومت كند، ودر غير اين صورت، جامعه بسان مرغ يك پر خواهد بود كه با پرش مختصرى به زمين افتاده و نابود خواهد شد.
خلاصه اعتقاد به حركت كمالى انسان، مارا بر آن وادار مى كند كه درانتظار چنين روزى باشيم. مرحوم علاّمه طباطبايى دراين مورد مى نويسد:«نوع انسان به موجب فطرتى كه خداوند درنهاد او قرار داده خواستار سعادت حقيقى خود مى باشد، وسعادت واقعى دراين است كه نيازهاى جسم و جان او هردو تأمين