فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٣ - قرآن و عقد موقت
مجرد عقد بر ذمه شوهر تعلق مى گيرد، و هرگز بدهكارى مرد، نسبت به مهر مشروط به استمتاع و نزديكى نيست، چيزى كه هست قطعى شدن اين بدهكارى به صورت كامل در عقد دائم مشروط به دخول كامل است، بنابراين، جمله (فما استمتعتم)به معنى عقد بستن است نه به معنى بهره گيرى جنسى. اكنون بايد ببينيم عقد الاستمتاع در اصطلاح آن زمان چه بوده است؟
از روايات آن زمان استفاده مى شود كه هرگاه اين عبارت را به كار مى برده اند، مقصود عقد متعه بوده است.
جابر از رسول خدا نقل مى كند كه ما در زمان رسول خدا به يك مشت خرما يا آرد استمتاع مى كرديم.[١] تعبير عربى آن اين است «كنا نستمتع بالقبضة من التمر والدقيق» قطعاً مراد عقد استمتاع است، نه اين كه اين مبلغ را مى داديم و آن كار كذايى را انجام مى داديم كه شبيه زنا باشد.
مالك از عروه فرزند زبير نقل مى كند: خوله دختر حكيم بر عمر بن خطابوارد شد و گفت: ربيعه فرزند اميّه «استمتع بامرأة مولدة فحملت منه»، او با يك زنى كه به سبب داشتن فرزند از مالك، آزاد شده بود، ازدواج موقت كرده و از او صاحب فرزند شده است، در اين هنگام عمر از خانه به درآمد، در حالى كه از روى عصبانيت، رداى خود را بر زمين مى كشيد، و گفت: اين همان «متعه» است كه اگر بار ديگر با آن روبرو شوم، مرتكب آن را سنگسار مى كنم.[٢]
شاهد در جمله «استمتع» است كه مراد عقد موقت است نه عمل جنسى.
[١] صحيح مسلم، ج٤، ص ١٣١، باب نكاح المتعة.
[٢] موطأ، ج٢، ص ٣٠، سنن بيهقى، ج٧، ص ٢٠٦.