فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٠ - ٢ سرگذشت يونس پيامبر
ارتباط خود با لوح محو و اثبات، مقتضى عذاب را ديده و از آن گزارش داده بود در حالى كه نزول عذاب، مشروط بر اين بود كه قوم وى، از كرده خود، پشيمان نشده، و راه توبه پيش نگيرند. قرآن در اين مورد مى فرمايد:
(فَلَولا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إيمانُها إلاّ قُوم يُونُسَ لَمّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْىِ فِى الحَياةِ الدُّنيا وَمَتَّعْناهُمْ إلى حِين).[١]
«چرا هيچ يك از شهرها و آبادى ها(به هنگام مشاهده نشانه هاى عذاب) ايمان نياوردند كه ايمانشان سودمند باشد؟! مگر قوم يونس، آنگاه كه ايمان آوردند، عذاب رسوا كننده را در زندگى دنيا از آنان برطرف ساختيم و تا مدت معينى آنها را بهره مند نموديم».
در اين جا سؤالى هست كه چرا ايمان اقوام ديگر به هنگام رؤيت نشانه هاى عذاب سودى نبخشيده اما ايمان قوم يونس سودمند گشت؟ شايد علّت آن اين باشد كه ايمان اقوام ديگر ايمان واقعى نبوده، بلكه ايمان مولود ترس از عذاب بود، به گونه اى كه اگر عذاب برطرف مى گشت، آنان نيز به راه پيشين خود ادامه مى دادند، در صورتى كه ايمان قوم يونس، ايمان واقعى بود. يعنى از درون به راستى و درستى دعوت يونس ايمان آوردند و لذا پس از رفع عذاب نيز بر همان راه راست باقى ماندند.
نتيجه اين كه: گزارش يونس درست بود كه عذاب، آنها را فرا خواهد گرفت و لذا وقتى نشانه هاى عذاب را ديدند، رو به بيابان ها نهادند و كودكان و چارپايان را همراه خود بردند. حتى مادران را از فرزندان جدا ساختند،
[١] يونس/٩٨.