فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧٩ - ٤ نفوذ معنوى و نا آگاه
نامشروع گرد آورده بود يا به صاحبانش داد ويا در راه خدا انفاق كرد. ويا سرگذشت كنيز خواننده و زيبا و عشوه گرى كه هارون به گمان خام خود براى منحرف ساختن ذهن امام كاظم(عليه السلام) به زندان اعزام داشته بود، ومنقلب شدن روحيه او دريك مدت كوتاه، تا آنجا كه قيافه وطرز سخن ومنطق او هارون را به حيرت ووحشت افكند، همه و همه نشانه ونمونه هايى از همين تأثير ناخودآگاه است كه مى توان آن را شعبه اى از «ولايت تكوينى» پيامبر(صلى الله عليه وآله) يا امام زمان(عليه السلام)دانست، چرا كه عامل تربيت وتكامل دراينجا الفاظ و جمله ها و راه هاى معمولى و عادى نيست، بلكه جذبه معنوى ونفوذ روحانى عامل اصلى محسوب مى شود. اين برنامه، همانگونه كه گفتيم، منحصر به پيامبران وامامان نيست بلكه رجال راستين و شخصيت هاى بزرگ نيز به تناسب ميزان شخصيت خود هاله اى ازاين نفوذ نا خود آگاه، اطراف خود ترسيم مى كنند، منتها قلمرو گروه اول با گروه دوم از نظر ابعاد وگسترش قابل مقايسه نيست.
وجود امام(عليه السلام) در پشت ابرهاى غيبت نيز اين اثر را دارد كه از طريق اشعه نيرومند وپردامنه نفوذ وشخصيت خود، دلهاى آماده را در نزديك و دور، تحت تأثير جذبه مخصوص قرار داده به تربيت وتكامل آنها مى پردازد واز آنها انسان هايى كامل تر مى سازد ما قطب هاى مغناطيسى زمين را با چشم خود نمى بينيم، ولى اثر آنها روى عقربه هاى قطب نما، در درياها راهنماى كشتى هاست ودر صحراها وآسمان ها راهنماى هواپيماها و وسايل ديگر است، در سرتاسر كره زمين از بركت اين امواج ميليونها مسافر راه خود را بسوى مقصد پيدا كرده، با وسايل نقليه بزرگ وكوچك به فرمان همين عقربه ظاهراً كوچك از سرگردانى رهايى مى يابند.