فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨١ - ٥ ترسيم هدف آفرينش
دراينجا ما دو هدف پيدا مى كنيم. هدف اصلى كه آب دادن درختان ميوه و بوته هاى گل است وهدف تبعى كه آبيارى علف هرزه هاى بى مصرف مى باشد.
بدون شك هدف تبعى نمى تواند انگيزه عمل گردد و يا حكيمانه بودن آن را توجيه كند، مهم همان هدف اصلى است كه جنبه منطقى دارد.
حال اگر فرض كنيم بيشتر درختان باغ خشك شوند و جز يك درخت باقى نماند، اما درختى كه به تنهايى گلها و ميوه هايى را كه از هزاران درخت انتظار داريم به ما مى دهد، بدون ترديد براى آبيارى همان يك درخت هم كه باشد آبيارى و باغبانى را ادامه خواهيم داد، گو اين كه علف هرزه هاى زيادى نيز از آن بهره گيرند، واگر يك روز آن درخت نيز بخشكد آنجاست كه دست از آبيارى باغ مى كشيم هرچند علف هرزه ها بميرند. آنها كه در مسير تكاملند درختان وشاخه هاى پر برند.
آنها كه به پستى گراييده ومنحرف وآلوده اند، علف هرزه هاى اين باغند.
مسلماً اين آفتاب درخشان، اين مولكول هاى حيات بخش هوا، اين همه بركات زمين و آسمان براى آن آفريده نشده است كه مشتى فاسد وهرزه به جان يكديگر بيفتند وبه خوردن يكديگر مشغول شوند و جز ظلم وستم وجهل وفساد محصولى براى اجتماع آنها نباشد. نه هرگز هدف آفرينش نمى تواند اينها باشد.
اين جهان وتمام مواهب آن از ديدگاه يك فرد خدا پرست كه بامفاهيمى چون علم و حكمتِ خدا آشناست براى صالحان و پاكان آفريده شده است، همان گونه كه سرانجام نيز بطور كلى از دست غاصبان درخواهد آمد ودراختيار آنان قرار خواهد گرفت.