فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٣ - آيه سوم
واحدى دارد، از نقل كلمات آنان، خوددارى مى كنيم. فقط در اين ميان، تفسير مراغى در باره آيه، نكاتى را يادآور شده كه به برخى اشاره مى كنيم:
او مى گويد: اساس تقيه، قاعده معروفى است كه مى گويند: «درءُ المفاسدِ مقدّم على جَلْبِ المصالح».
آنگاه اضافه مى كند: هرگاه اظهار دوستى با كافران براى دفع شر، مشروع باشد، بنابراين، اگر مصالح ايجاب كند، دولت اسلامى با دولت غير اسلامى قراردادى ببندد كه نتيجه آن دفع ضرر يا به دست آوردن منافع باشد، اشكالى نخواهد داشت.[١]
آيه سوم
(وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَونَ يَكْتُمُ إيمانَهُ أتَقْتُلُونَ رَجُلاً أنْ يَقُولَ رَبّى اللهُ وَقَدْ جاءَكُمْ بِالبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعضُ الّذى يَعدِكُمْ إنَّ اللهَ لا يَهْدِى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذّابٌ).[٢]
«مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مى داشت، گفت: آيا مى خواهيد مردى را بكشيد كه مى گويد پروردگار من الله است؟ در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است. اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد، برخى از عذابهايى را كه وعده مى دهد به شما خواهد رسيد. خداوند كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگو باشد، هدايت نمى كند».
[١] تفسير مراغى، ج٣، ص ١٣٦.
[٢] غافر/٢٨.