فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٢ - آيه دوم
شاهد گفتار ما استثنايى است كه در جمله (إلاّ أن تتقوا منهم تقاةً) آمده است و اين استثنا از آغاز آيه است. توضيح اين كه در آغاز آيه، هر نوع پيوند دوستى و يا سرپرستى با كافران را ممنوع مى شمارد و يادآور مى شود كه هركس چنين پيوندى داشته باشد، رابطه او با خدا قطع مى شود. آنگاه به استثناى گروهى مى پردازد كه از روى تقيه با آنان مدارا مى كنند يعنى تظاهر به دوستى يا تولى آنان مى نمايند در حالى كه دلشان بر خلاف آن است و اين كار، جز سپرى در برابر ضررهاى احتمالى مخالفان چيزى نيست، يعنى اگر از طرف كافران مطمئن بودند، هرگز نيازى به اين سپر نداشتند.
رازى در تفسير خود، درباره اين استثنا مى گويد: تقيّه احكامى دارد. آن گاه دو حكم آن را يادآور مى شود:
١. هرگاه فردى كه در ميان كافران زندگى مى كند و بر جان و مال خود، مى ترسد ولى با زبان مدارا مى كند و به گونه اى سخن مى گويد كه گويا آنها را دوست دارد در حالى كه در دلش خلاف آن است، كار او به حكم اين آيه، جايز است.
٢. هرگاه انسان، به وسيله يك تظاهر لسانى يا رفتارى جان و مال خود را حفظ كند، كار او از نظر شرع ستوده است.
مفسران اسلامى آن جا كه به تفسير اين آيه مى رسند، همگان بر مجموع اين مطالب گواهى مى دهد. مى توانيد به تفاسير ياد شده در زير مراجعه كنيد.[١]
از آنجا كه بسيارى از كلمات مفسران در توضيح آيه، مضمون و محتواى
[١] كشاف، ج١، ص ٤٢٢; مفاتيح الغيب، ج٨، ص ١٣; تفسير نسفى در حاشيه تفسير خازن، ج١، ص ٢٧٧; روح المعانى، ج٣، ص ١٢١; محاسن التأويل، ج٤، ص ٨٢.