فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٨ - نبرد با قاسطين (ستمگران)
امّا پيام امام و پيام نمايندگان او در اين فريفتگان زر وزور و تزوير اثرى نداشت. آتش جنگ خونينى درگرفت كه سرانجام با پيروزى على و كشته شدن طلحه و زبير و از هم پاشيده شدن ارتش آنان پايان يافت و نتيجه قدرت طلبى آنان اين شد كه ١٤٠٠٠ نفر جان خود را از دست دادند.[١]
پس از پايان يافتن نبرد، امام، مصلحت ديد كه كوفه را مركز خلافت اسلامى قرار دهد، زيرا افراد بيشترى از آن شهر، به يارى امام شتافتند.
نبرد با قاسطين (ستمگران)
پس از استقرار امام در كوفه و اعزام استانداران صالح و عزل افراد ناصالح بر همه سرزمين پهناور اسلامى دست يافت، و همه جا سخن از حكومت على(عليه السلام) و حاكميت او بود، جز منطقه شام كه هنوز در زير پنجه قدرت معاويه بود. امام براى اتمام حجّت، نامه اى به معاويه نوشت و نامه هايى ميان آن دو رد و بدل شد. و او كشته شدن عثمان را دستاويز كرده، و بيعت خود را مشروط بر تسليم قاتلان عثمان دانست.
مسلّماً اين بهانه اى بود، براى ترك بيعت، هدف او اين بود كه بخش شام به او واگذار شود و او به سان دوران دو خليفه پيشين حاكم مطلق گردد و مسلّماً چنين واگذارى با پرهيزگارى على(عليه السلام) سازگار نبود و بايد با منطق قدرت با معاويه سخن بگويد.
سرانجام، امام به سوى «صفين» حركت كرد. وقتى به منطقه رسيد، ديد معاويه آب را به روى سپاه وى بسته است. بى آبى و عطش سربازان امام را تهديد
[١] الجمل، ص ٢٢٣.