فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٧ - واكنش عائشه به بيعت مردم با امام(عليه السلام)
سرانجام، به حركت خود سرعت بخشيدند و اطراف بصره خيمه زدند و پس از مذاكرات و ردّ و بدل نامه ها، پيمان شكنان تصميم گرفتند و در يك شب شبيخون زده، و مسجد ودارالاماره را تصرف كنند. اين كار به قيمت كشتن مأموران حفاظت مسجد ودارالاماره تمام شد. تصميم گرفتند استاندار على را به نام عثمان بن حنيف بكشند ولى از ترس برادرش كه در مدينه اقامت داشت به نام سهل بن حنيف با قدرى شكنجه كردن، او را رها كردند. وقتى در بيت المال را گشودند و ديدگان آنان به ثروت كلان خزانه مسلمين افتاد، زبير اين آيه را خواند:(وَعَدَكُمُ اللهُ مَغانِمَ كَثيرةً تأخُذُونَها فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ)[١]، «خداوند غنيمت هاى فراوانى به شما وعده داده كه دريافت مى كنيد و اين غنيمت را به جلو انداخت».
اميرمؤمنان از كودتاى طلحه و زبير آگاه شد و پس از اعزام محمد بن ابى بكر به كوفه، و سپس اعزام امام حسن و عمار ياسر با قواى بسيار مناسب، به سمت بصره حركت كرد.
امام، پيش از آغاز جنگ، با آنان اتمام حجت كرد و در روز پنجشنبه دهم جمادى الاولى سال ٣٦هـ در برابر صفوف سپاه دشمن قرار گرفت و گفت:«شتاب مكنيد تا حجت را براى آخرين بار بر اين گروه تمام كنيم. آن گاه قرآنى را به دست ابن عباس داد و گفت: با اين قرآن به سوى سران ناكثين برو و آنان را به اين قرآن دعوت كن و به طلحه و زبير بگو كه مگر با من بيعت نكرديد؟ چرا آن را شكستيد؟ و بگو كه اين كتاب خدا ميان ما و شما داور باشد».
[١] فتح/٢٠.