فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٥ - واكنش عائشه به بيعت مردم با امام(عليه السلام)
مى ناميـد و مى گفـت: اقتلـوا نعثـلاً.[١] وقتـى گـزينش امـام را بـراى خلافت شنيـد، تغييـر عقيـده داد و گفت: به خدا سوگند عثمان مظلوم كشته شده است و من انتقام او را از قاتلانش مى ستانم. آن مرد گزارشگر به عايشه اعتراض كرد كه تو نخستين كسى بودى كه به مردم مى گفتى عثمان كافر شده، الآن چه شد كه از سخن خود بازگشتى وى در پاسخ تيرى به تاريكى افكند و گفت: قاتلان عثمان، او را توبه داده اند، سپس او را كشتند. درباره عثمان همه سخن مى گفتند، من نيز مى گفتم، اما سخن اخير من بهتر از سخن پيشين من است.
عايشه در برابر مسجدالحرام از كجاوه پياده شد و به حجر اسماعيل رفت و پرده اى در آنجا آويخت. مردم دور او گرد آمدند. او در خطاب به مردم گفت: مردم عثمان به ناحق كشته شده و من انتقام خون او را مى گيرم.[٢]
مسلّماً تشكيل ارتشى از مكّه براى نبرد با على و يا تصرف بصره و كوتاه كردن دست استاندار على، نياز به بودجه مالى سنگينى داشت كه همگى به وسيله استانداران پيشين عثمان تأمين شد. سرانجام پس از يك رشته مذاكرات محرمانه با عايشه كه بيشتر كارگردان آن عبدالله فرزند زبير بود، عايشه همراه طلحه و زبير، عازم بصره شدند و به هنگام ترك مكه چنين اعلام كردند:
«آگاه باشيد كه امّ المؤمنين و طلحه و زبير عازم بصره هستند، هر كس مى خواهد اسلام را عزيز گرداند و با كسانى كه خون مسلمانان را حلال شمرده اند، نبرد كند و آن كس كه مى خواهد انتقام خون عثمان را باز ستاند، با اين
[١] الغدير، ج٩، ص ٨١; نعثل نام يهودى بلند ريشى بود كه نوعى ميان آن دو شباهت وجود داشت.
[٢] تاريخ طبرى، ج٣، ص ١٧٢.