فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٤ - ٤ شيعه زاييده جنگ جمل
مأمون عباسى تصميم گرفت كتابى درباره زشتى هاى معاويه بنويسد ولى يحيى بن اكثم، قاضى القضاة وى را از نوشتن اين كتاب، بازداشت و گفت: مردم خراسان، تاب شنيدن اين مطالب را درباره خليفه خود، ندارند.[١]
از اين بيان نتيجه مى گيريم كه اين فرضيه نيز مانند دو فرضيه پيشين، اساس درستى نداشته و گرايش ايرانيان به تشيع، قرنها پس از انتشار آن در حجاز و عراق بوده است.
٤. شيعه زاييده جنگ جملاين فرضيه، نوعى برداشت نادرست از نوشته ابن نديم است. در اين فرضيه تصور شده كه شيعه در جنگ جمل پديد آمده است. او در «فهرست» خود مى نويسد: على(عليه السلام) آماده نبرد با طلحه و زبير شد تا آنها را به راه خدا باز گرداند و كسانى كه از او پيروى كرده اند آنها را شيعه ناميده اند و خود امام آنها را با لقب«شيعيان من» ياد مى كرد و گاهى «اصفيا» و گاهى «اوليا» و گاهى «شرطة الخميس» و گاهى «اصحاب» مى خواند.[٢]
خاورشناس آلمانى «ولهاوزن» تحت تأثير سخن ابن نديم قرار گرفته و مى گويد: پس از كشته شدن عثمان، مسلمانان به دو گروه تقسيم شدند: حزب على و حزب معاويه. و در زبان عرب حزب، را «شيعه» مى نامند. در اين صورت شيعه على در مقابل «شيعه معاويه» قرار گرفت، ولى آنگاه كه خلافت معاويه گسترش پيدا كرد، لفظ «شيعه» فقط بر پيروان على(عليه السلام)اطلاق شد.
[١] المحاسن والمساوى، ج١، ص ١٠٨.
[٢] الفهرست، ص ٢٦٣.